1399/10/02-23:33

متن کامل مصاحبه دکتر احمدی نژاد با خبر ورزشی

متن کامل مصاحبه دکتر احمدی نژاد با خبر ورزشی

دکتر محمود احمدی نژاد دیروز دوشنبه 1 دی 1399 در یک مصاحبه زنده با رسانه تصویری خبر ورزشی به گفتگو با آقایان امیر عابدینی و علی فتح الله زاده در خصوص موضوعات ورزش و تربیت بدنی کشور و عملکرد دولت های نهم و دهم در حوزه تامین و ایجاد زیرساخت های آینده ورزشی کشور پرداخت.

به گزارش دولت بهار، متن سخنان دکتر احمدی نژاد در مصاحبه با خبرورزشی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر وجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه.

عرض سلام دارم خدمت شما و همه كسانيكه اين برنامه را مي بينند، خواهند ديد يا خواهند شنيد. اميدوارم گفتگوي ما براي ورزش كشور و اصولا ورزش مفيد باشد.

در ابتدا نگاهي به اصل ورزش بيندازيم. برخي تصور مي كنند كه ورزش سرگرمي است، برخي تصور مي كنند ورزش سلامتي است، برخي هم تصور مي كنند ورزش قهرماني است. عده اي هم مي گويند ورزش يك حرفه است. من مي گويم همه اينها هست، زندگي ست، بالاتر از همه اينها، آن نشاط و اميدي كه در جامعه ايجاد مي شود، انگيزه اي كه براي حركت و پيشرفت ايجاد مي شود، بعلاوه دوستي و مهرباني كه در سطح جامعه ايجاد مي شود يعني ورزش يك بستري است كه فارغ از همه فضاهاي سياسي، غيرسياسي، كينه ها، كدورت ها، دوستي ها را ايجاد مي كند. مرزها را برمي دارد. يكي از زيباترين صحنه هايي كه هر زمان من مي بينم و از شوق مي خواهم گريه كنم، آن صحنه اي است كه المپيك برگزار مي شود، حالا چه آسياسي و چه جهاني، تيم هاي مختلف از مليت هاي مختلف، با لباس هاي گوناگون، پرچم هاي گوناگون، همه با يك هدف دور هم جمع مي شوند. يعني مرزي نيست. درست است كه تفاوت هايي وجود دارد ولي مرزي نيست، همه با هم هستيم. اين خيلي صحنه زيبايي است. همه ملت ها مي آيند براي يك شعار واحد يكجا جمع مي شوند، اين خيلي زيباست.

اگر ما در تمام مسائل جهاني بتوانيم به ورزش تاسي كنيم، يعني همه ملت ها جمع شوند و بگويند ما مي خواهيم اقتصاد جهان بهتر شود، فقر ريشه كن شود، همه دوست باشيم، همه عزيز باشند، خيلي زود برطرف مي شود. و اين در ورزش يك الگوست.

اينكه ما در شهرهاي مختلف، يك ورزشگاه ويژه اي بسازيم كه ساختيم، در نوع خودشان در دنيا يگانه يا كم نظير هستند. ورزشي كه ما دنبالش بوديم، اين بود كه پايه هاي ورزش را تقويت كنيم. ورزش، زماني مي تواند به قله ها برسد و در قله ها پايداري نشان بدهد كه كل ملت وارد ورزش شوند، يعني همه استعدادها شكوفا شود. بسياري از قهرمانان جهاني ما، مال همين ورزشگاه هاي كوچك روستاها و شهرهاي كوچك بودند. در ورزش هاي فردي و حتي در ورزش هاي جمعي، اكثرا پايه هاي ورزش را بايد مستحكم كرد كه هركس كه استعداد دارد، دسترسي داشته باشد. تازه ساخت و سازهاي ما در مراحل اوليه است. البته به شما بگويم ما هر كاري در دولت نهم و دهم كرديم، يك عده زير سوال مي برند، اصلا كاري ندارند كه آن كار درست است يا غلط. ما بايد به يك استانداردي برسيم كه بچه هاي زير سن بلوغ، در فاصله اي از منزلشان، امكانات ورزشي داشته باشند كه خانواده بتواند نظارت كند و در سن بلوغ، جايي باشد كه با يك كورس و با كمترين هزينه بتوانند برسند. آنموقع است كه همه استعدادهاي ورزشي شكوفا مي شود و بعد شما قهرمان پشت قهرمان داريد. تمام نمي شود، يك نفر رفت نبايد 10 سال صبر كنيم تا بعدي جايش را پر كند. آنقدر استعداد در اين 85 ميليون و در اين 40 ميليون جوان هست ولي امكانات ندارند.

ما بايد يك اصولي را بنويسيم و داشته باشيم، بايد تفاهم عمومي داشته باشيم كه با تغيير دولت ها آن اصول تغيير نكند. من ساخت و سازهاي ورزشي در دولت هاي نهم و دهم را جزو افتخارات كشور مي دانم. هنوز تازه در نقطه صفر هستيم. ما شهرستان داشتيم كه حتي يك استخر سرپوشيده نداشت. اصلا خارج از قهرماني، خارج از دوستي، خارج از حرفه اي گري، بالاخره اين جوان نبايد سالم باشد؟ نبايد جايي داشته باشد كه در آب بپرد؟ يك مربي نبايد آنجا باشد؟ اصلا ما مي توانيم تصور كنيم؟ گرچه فضاهاي ورزشي در دوران ما دو برابر قبل از آن شد. يعني از زمان خشايار شاه، هر چقدر فضاي ورزشي بود، در دوران ما دو برابر شد. ولي هنوز ما به يك دهم هم نرسيديم. يعني هر دولتي كه مي آيد بايد بسرعت اين فضاها را آماده كند، مربي و كادر بگذارد تا هر كه مي خواهد ورزش كند. اصلا تشويق كند كه همه بيايند و ورزش كنند.

افزايش بودجه براي ورزش دو بخش است. يك بخش آن مي آيد در سخت افزار و يك بخش آن در نرم افزار است. كاري كه در دولت ما در نرم افزار شد بي نظير بود. يعني قهرماني هاي جهان، المپيك، پارالمپيك، المپيك آسيايي، اتفاقاتي كه در آن 8 سال افتاد با كل سال هاي قبل از خودش قابل مقايسه است و سال هاي بعد آن هم كه هيچ شد. اينها محصول كار نرم افزاري است. كار نرم افزاري كي مي تواند جواب بدهد؟ بايد جايي باشد كه يك جوان بتواند بدود، يا بتواند يك توپ بزند. اگر چيزي نباشد، شما بهترين مربي ها را هم بگذاريد سر يك تيمي كه زمين ندارد تا تمرين كند، فايده اي ندارد.

ممكن است بعضي از طرح ها بعد از دولت ما مستهلك شده باشد، اين درست است. مگر هسته اي مستهلك نشد؟ هسته اي به درد كشور مي خورد ولي يك دولتي مي آيد كه هسته اي را تعطيل مي كند. اين ايراد به دولت قبلي نيست. بالاخره چيزي بوده كه آمده و مصوب شده و به قانون تبديل شده  و كار شروع شده است كمااينكه ما در دولتمان، تمام پروژه هاي دولت هاي قبل از خودمان را تكميل كرديم. هيچوقت نگفتيم اين به درد نميخورد. گفتيم اين قانون بوده و تصويب شده پس بايد اجرا شود.

شلوار ممكن است بعد از يك ماه از بين برود ولي ما فضاي ورزشي كه بعد از يك ماه از بين برود اصلا نداريم. وقتي شما 20 هزار پروژه در كشور اجرا مي كنيد، ممكن است يك يا دو درصد اشكال هم پيدا شود، ما اين را نفي نمي كنيم. بالاخره يك ساختار ميليوني دارد تصميم مي گيرد، نظارت و اجرا مي كند، بايد تلاش كنيم همان هم نباشد ولي آن 99 درصد را ببينيم كه آماده شد. حالا دولت بعد آمد بايد نگهداري كند، نمي توانيم بگوييم چون مال دولت قبل است، ما رهايش مي كنيم. در نتيجه مانند مسكن مهر مي شود. مسكن مال مردم است، خب تمامش كنيد چرا رهايش كرديد!

ورزشگاه الغدير اهواز را ما ساختيم، حالا دولت بعد آمد سقفش را بزند اشكال ندارد كه. مهندسين ما همه چيز را پيش بيني مي كنند. توسعه را پيش بيني مي كنند، مسقف شدن را پيش بيني مي كنند، منتهي متناسب با بودجه حركت مي شود. شما يك قدمش را جلو رفته اي، گام بعدي را دولت بعدي انجام بدهد تا آخر. مگر تجهيزاتي كه در ورزشگاه ها هست همه از هماني است كه الان هست؟ نه. شما مي رويد و بعد تجهيزاتي مي آيد كه بسيار مهمتر از سرپوشيده بودن است. خب بايد بياييد اين ها را اضافه كنيد ديگر. گام به گام با پيشرفت بايد جلو برويد. بله ممكن است شما در يك شرايطي باشيد كه منابع به اندازه كافي داشته باشيد، مي گوييد من بجاي اينكه بروم سه تا ورزشگاه بسازم، چون ورزشگاه هست و كهنه شده و من مي خواهم آن را نو كنم، مي روم درجه يك آن را مي سازم. اما وقتي در همه بخش ها نيازهاي نامحدودي هست، عقب افتادگي هاي نامحدودي هست، ضمن اينكه شما مي خواهيد بودجه را عادلانه تقسيم بندي كنيد. شما مي توانيد روستاها را نبينيد؟ مي توانيد بگوييد روستاها ورزشگاه نمي خواهند؟ 10 سال بعد وقتي همه به امكانات اوليه دسترسي پيدا كردند، مي توانيم سطح را بالا ببريم. افتخارات بزرگي كه بعدا در عرصه ورزش بوجود آمد نشان داد كه سياست هاي دولت هاي نهم و دهم درست بوده است.

در ورزش همگاني هم واقعا توسعه پيدا كرد، نمي خواهم بگويم به نقطه مطلوب رسيديم. ما با قبل از خودمان مقايسه مي كنيم. آيا جهشي اتفاق افتاد؟ بله. ورزش همگاني رشد كرد. ورزش قهرماني، محصول ورزش همگاني است. يك زمان دولت مي آيد يك سرمايه اي را مي گذارد، 30 نفر را در كشور انتخاب مي كند، كاري هم اصلا به پايه و تربيت نيرو ندارد، مي گويد من اين 30 نفر را مي برم. داشتيم كشورهايي كه آمدند يك تيم انتخاب كردند، با اينها كار كردند و آنها را قهرمان يك قاره كردند ولي بعد از مدتي خاموش شده است. ما مي بينيم از دورترين نقاط آمده اند و رفته اند در شنا، دوميداني، در ژيمناستيك، در رزمي و كشتي و مدال گرفته اند. پس سياست گذاري درست بوده است. اما معناي آن اين نيست كه آن سياست گذاري صد در صد درست اجرا شده باشد. يكجا ممكن است يك پيمانكار يا يك طراح اشتباه كرده و بتون را اشتباه ريخته، يا بايد 5 هزار نفري مي ساخته، سه هزار نفري ساخته يا به عكس. از اين موارد هم هست منتهي كلان قضيه را بايد ديد.

در ورزش قهرماني، در تمام مراحل ما با برنامه جلو رفتيم منتهي نه برنامه اي كه رئيس جمهور بنشيند و بنويسد. ما دست سازمان ورزش را باز گذاشتيم. گفتيم شما برويد مطالعه كنيد، نظر كارشناسان و پيرهاي ورزش را بگيريد كه آيا ما مي توانيم به اينجا برسيم يا نه؟ ما در المپيك آسيايي در قطر ششم شديم. بعد آمديم گفتيم برويد بررسي كنيد كه آيا ما مي توانيم برويم بالا؟ در ذهن من اين بود كه ما مي توانيم چهارم بشويم. آنها رفتند با رشته هاي مختلف جلسه گذاشتند، كشورهاي مختلف را بررسي كردند، بعد آمدند و گفتند شما اين امكانات را به ما بدهيد، ما چهارم مي شويم. فدراسيون به فدراسيون براي خودش برنامه تهيه كرد و سازمان ورزش اينها را با هم هماهنگ كرد، كميته المپيك آنها را هماهنگ كرد، ما پشتيباني كرديم، موانع را برداشتيم، يك حصار حمايتي پشت آنها گذاشتيم كه كسي نيايد آنها را تخريب كند، اينها هم رفتند و چهارم شدند. من در جمع به آنها گفته بودم ان شاءالله گام بعدي، چهارم مي شويم و چهارم شديم. چهارم كه شدند گفتيم در گام بعدي دوم خواهيم شد. اينكه گفتيم گام بعدي دوم هم محصول مطالعه بود يعني فدراسيون به فدراسيون گفتند ما در دور بعدي اينقدر مدال مي توانيم بياوريم، اين امكانات را مي خواهيم. گفتيم بفرماييد اين هم امكانات. واقعا معتقد هستم كه اگر همان حمايت ها از فدراسيون ها مي شد، دور بعد ما دوم مي شديم يعني ما فاصله اي با كره و ژاپن نداريم، اما متاسفانه رها شد و پنجم شديم. دور بعد هم ششم شديم. يعني سير، برگشت.

اصلا از رئيس جمهور نبايد انتظار داشته باشيم كه براي فدراسيون ها استراتژي بنويسد. راهبرد رئيس جمهور بايد حمايت از ورزش همگاني، قهرماني، حرفه اي، برداشتن موانع، فراهم كردن امكانات و تقويت ورزش پايه باشد. شما مي دانيد ما در دور دوم براي مدارس كل كشور يك برنامه ورزش استثنايي گذاشتيم، قرارداد بستيم و گفتيم تمام دانش آموزان سوم دبستان به بالا هفته اي حداقل يك جلسه بايد با مربي به شنا بروند. اين يك اتفاق بزرگ در ورزش كشور بود. چون ما در شنا ضعيف هستيم. با اين كار ورزش شنا راه افتاد. يك نشاطي در مدارس ايجاد شد. البته قبلش به شما بگويم كه براي تمام مدارس، استخرهاي سرپوشيده ساخته شد. خب بچه اي كه از سوم دبستان در كنار مربي باشد، وقتي به دبيرستان رسيد، قهرمان مي شود ديگر. صدها و هزاران قهرمان از دل اينها بيرون مي آيد. در گام بعدي هدف ما اين بود كه يك قدم برويم در دو و ميداني، ژيمناستيك يعني ورزش هاي پرمدالي كه ما كمتر حضور داريم.  اين مي شود راهبرد. كه در سطح دولت و رئيس جمهور است اما چگونه آن را عملياتي كنيم، دست فدراسيون ها و تربيت بدني است. بايد طراحي كنند و برنامه زمانبندي روزانه داشته باشند. مثلا الان براي المپيك سال آينده، فدراسيون بايد برنامه زمانبندي روزانه داشته باشد. نه اينكه 8 ماه اصلا مربي نيست، 12 ماه يك نفر ديگر نيست، اينگونه نمي شود. هنر اين دولت اين بود كه اينها را جدي مطالبه مي كرد و مي گفت ما در حد توانمان هستيم. اين جمله را هم بگويم؛ معنايش اين نيست كه ما در ورزش به نقطه ايده آل رسيديم ولي واقعا در ذهن من اين بود كه در المپيك اصلي اول بشويم و من معتقد هستم كه شدني است.

چرا فكر مي كنيد ما نمي توانيم فيفا درست كنيم؟ بالاخره يك اتحاديه است. اگر اتحاديه درست كار كرد، خب همه كشورها مي روند و عضو آن مي شوند ولي اگر به جايي براي تضييع حق افراد تبديل شد، بقيه كشورها جمع مي شوند و يك فكري مي كنند. رئيس جمهور بايد آرمان هاي بزرگ داشته باشد و همه اين ها شدني است. جواني كه رفت المپيك و چند مدال گرفت، من يادم مي آيد وقتي كه 16 ساله بود، رئيس هيئت وزنه برداي او را نزد من آورد. من آن زمان استاندار بودم. مدير وزنه برداري گفت اين جوان 16 ساله‌ش است و خيلي استعداد دارد و مي خواهد در ايران اول بشود. من كمي با او حرف زدم، گفتم چه جوان خوب و شجاعي، به فكر قهرماني جهان و المپيك باش. افقي كه در ذهن رئيس جمهور است بايد قهرماني المپيك باشد. مديريت ورزش ما بايد افق بلندي داشته باشد، حمايت كند، به ورزشكاران بگويد هر مانعي باشد من براي شما برمي دارم، اين را بايد بگويد حتي اگر آن مانع فيفا باشد.

بنظرم بايد از برخي مسائل كه تنها باعث اختلاف افكني مي شود بگذريم و رو به آينده باشيم. من بيش از شماها در جامعه هستم، گره جامعه ورزشي الان ما اين است كه چه كسي علي دايي را بركنار كرد؟ بالاخره يك مربي بوده و فردي او را بركنار كرده است. اصلا سطح رئيس جمهور اين است؟ شما از من سوال كرديد وظيفه رئيس جمهور چيست، من هم گفتم راهبرد مي گذارد. رسانه ها يك دعوايي را درست مي كنند و بعد مي خواهند من را هم وارد كنند، من كه نبايد وارد اين دعوا بشوم. هر جوري وارد اين دعوا بشويم، به يك نفر برميخورد.

در مورد اختلاف بين آقاي علي آبادي و آقاي دادكان؛ ببينيد در عرصه مديريت، شما كه نمي تواني در تمام كارهاي زيرمجموعه خودت دخالت كني. اصلا معنا ندارد. من آقاي دادكان را خيلي دوست دارم، فوتبال ما تعليق نشد، يك مدت كوتاهي بود و آن هم بدليل اشتباه رئيس سازمان تربيت بدني بود. آقاي دادكان آدم خوبي است ولي با آقاي علي آبادي اختلاف نظر داشتند. اين را مي شد دوستانه حل كرد منتهي من خواهش مي كنم اين موضوع دعوايي 15 سال قبل را رها كنيد چون موضوع ورزش امروز ما اين نيست. الان بايد ببينيم اوضاع ورزش ما در چه وضعيتي است، گير ما چه هست، چرا رابطه افراد با هم تنظيم نمي شود؟ هر كدام مي اندازند گردن ديگري! رئيس فدراسيون اگر مي توانسته عزل شود، اختيارش دست چه كسي بوده است؟ من همان موقع هم از آقاي دادكان دفاع كردم، اين را نمي خواستم بگويم، الان هم ادامه نمي دهم چون اين بحث ها مسائل را شخصي مي كند. رئيس جمهور نبايد در بحث هاي شخصي وارد شود. فقط تذكر مي دهد. خب رئيس جمهور بين دو تا انتخاب متحير مي ماند و كار سخت مي شود و بعد خود رسانه ها مي آيند و مي گويند چرا رئيس جمهور دارد در كار معاونش دخالت مي كند! يك مدير با زير مجموعه اش ممكن است با هم اختلاف پيدا كنند ولي بعدا پيگيري شد، با فيفا صحبت شد و اختلافات برطرف شد. خب اشتباهات يك مدير است ديگر. من الان درباره آقاي علي آبادي چه بگويم؟ ايشان مدير خوبي بودند و زحمات زيادي كشيدند ولي مسائل كهنه را زنده كردن چه سودي دارد؟ اينها مشكل را حل مي كند؟ يعني الان مي شود به 15 سال قبل برگشت؟ نمي شود كه.

ما مي گوييم فدراسيون مستقل است. خودشان بايد انتخابات برگزار كنند، رئيس فدراسيون هم بايد مسئوليت بپذيرد، نبايد يكطرفي بنشيند كه اگر كم آورد به گردن ديگران بيندازد. شما رئيس فدراسيون هستي، اختياراتت هم نوشته شده است، برو اداره كن ديگر! اتفاقا آن زمان ما اساسنامه فوتبال تصويب كرديم كه بعدا اصلاح شد. تنها كاري كه ما در فوتبال انجام داديم اين بود كه مسئولين فدراسيون، هر زمان پشتيباني خواستند ما بلافاصله پشتيباني كرديم. حتي به من گفتند براي دادن روحيه به بازيكنان، بيا به زمين ورزش و من هم رفتم. با مربيان صحبت كردم، با بازيكنان صحبت كردم، در حد توانم. گفتند پول بدهيد، گفتيم بسيار خوب، پاداش بدهيد، پاداش هم داديم.

من به همه ورزش ها علاقه دارم نه فقط فوتبال. من به سدسازي و راهسازي هم علاقه دارم ولي آيا خودم مي روم و مي سازم!؟ اين تلقي اشتباست كه مي گويند شما مي خواستيد براي رياست فدراسيون كانديد بشويد! رئيس جمهور به فوتبال علاقه دارد، من به مديرم مي گويم اين فوتبال بهم ريخته است برو آن را جمع و جور كن اگر نمي تواني خودم بيايم آن را جمع و جور كنم! اين يك ادبيات مديريتي است. معنايش اين است كه من خودم مي خواهم سرمربي شوم!؟ اين يك حرف خنده دار است. بالاخره رئيس جمهور يك وقت هايي بايد به مديرش تشري بزند تا مسئوليتش را درست انجام بدهد. حالا آقاي علي آبادي تشخيص داد كه برود رئيس فدراسيون بشود، اينها كه مسئله ما نيست. مسئله ما اين است كه چرا اين ساختار، آنطور كه بايد جواب نمي دهد، چرا بعضي وقت ها پنچر مي شود؟ اينها را بايد بحث كنيم، رئيس جمهور راجع به اينها بحث مي كند نه اينكه آقاي الف يا ب يا ج چه كرد!

ما در قانونگذاري مشكل جدي داريم. قوانين ما ثبات ندارد، دائما تغيير مي كند و اين يك مشكل جدي است و الا مصوب شده كه همه تصدي گري هاي دولت واگذار شود از جمله ورزش. در صنعت و تجارت يك مقدار اتفاق افتاده است. در ورزش هم يك مختصري اتفاق افتاده است. بالاخره وقتي كل سايپا واگذار مي شود، فوتبال آن هم واگذار مي شود. وقتي كل ايران خودرو واگذار مي شود، فوتبال آن هم بطور طبيعي واگذار مي شود. تراكتورسازي واگذار شده، فوتبالش هم واگذار شده است. منتهي استقلال و پرسپووليس مانده اند. اينها هم بايد واگذار شوند. در دولت ما هم قوانين اجازه واگذاري را نداد. اولا شما بخواهيد اينها را خصوصي سازي كنيد، اگر بخواهيد بدهيد دست يك نفر، باز هم مشكل ايجاد مي شود. در دولت ما يك تركيبي پيشنهاد شد كه يك سهام ارزاني تعريف بشود، يك سقف خريد گذاشته بشود كه همه هواداران بتوانند شريك بشوند منتهي من معتقد بودم هر مقدار كه فروخته شد، حداقل 50 درصد آن را به باشگاه بدهيم. چون باشگاه چيزي ندارد كه. پرسپولس كه چيزي نداشت، حتي زمين هم نداشت. ورزشگاه درفشي را به پرسپوليس داديم و ورزشگاه كشوري را هم به استقلال داديم كه همان هم تا آخر دولت ما سندهايش هم حتي بنام آنها نشد، حالا چه چيزي را مي خواستند واگذاركنند!؟ اينها را همين الان بايد واگذار كنيم و پولش را هم به خود باشگاه ها بدهيم كه يك منبع اوليه داشته باشد و بعد كل هواداران را هم شريك كنيم كه دوباره دست يك نفر نيفتد كه هر طور دلش مي خواهد اداره كند. هواداران سهامدار باشند و مراقبت كنند و يك عده هم با انتخاب هواداران مدير باشند و با هم باشگاه را جلو ببرند. حالا چرا درباره استقلال و پرسپوليس نظر ما اين بود؟ چون اين دو واقعا پايگاه اصلي هواداران فوتبال كشور هستند. البته اخيرا تراكتور آمده، سپاهان و فولاد آمده اند ولي در سطح ملي، اصل هواداري مربوط به استقلال و پرسپوليس است ديگر. خب اين دو را كه دولت مي خواهد واگذار كند، جوري واگذار نكند كه زمين بخورند. مثل خيلي از بنگاه هاي اقتصادي كه واگذارشدند ولي مديريت ريشه اش را زده و تعطيل شدند.

اصل، واگذاري استقلال و پرسپوليس است. ما كه باشگاه قَدَر دولتي كه نداشتيم، چرا صبا باتري و پاس بودند. دو سه نكته را بايد توجه كنيد. اول اينكه قانون است و بايد واگذار شود، هر كس كه خريد. قانون اين است. رئيس جمهور يا دولت كه نمي تواند بگويد به ايشان نفروش به ايشان بفروش. مانند يك كارخانه كه واگذار شده و رفته. يكي همدان خريد، يكي قم خريد. صبا باتري خوب بود ولي پايگاه فوتبال كشور نبود. پاس در آسيا اول شده بود و واقعا حيف شد و من هم دلم سوخت. بايد يك مقدماتي فراهم مي شد و از آن طرف تضمين هايي گرفته مي شد. در هر بخشي ممكن است دو سه تا زمين بخورند ولي آنقدر تيم جديد بالا آمده و سطح فوتبال ما عوض شده است، نبايد تنها منفي نگاه كرد. تازه خصوصي سازي شود بدتر است. اگر خصوصي سازي شد، شما بايد بپذيري كه ممكن است 50 درصد آن نابود شود. ديگر نمي تواني بگويي چرا نابود شد. يقه چه كسي را مي خواهي بگيري؟ چون دولت است، مي توانيد يقه دولت را بگيريد. وقتي واگذار شد، مسئوليتش با گيرنده است. من خودم واقعا براي پاس متاسف شدم، نبايد اينگونه مي شد، بالاخره طبق قانون بود و واگذار شد. شايد اگر قانون يك مقدماتي را فراهم مي كرد و ارزيابي هايي مي گذاشت، فقط به مقدار فروش توجه نمي كرد، اين موضوع بهتر انجام مي شد. اما يادتان باشد ما يك موقع واژه اي را مي گوييم ولي تبعاتش را توجه نداريم، مانند ورزش حرفه اي. ورزش حرفه اي را مي آوريم و بعد تلويزيون هر روز مي گويد چرا فلان بازيكن فلان مقدار پول را گرفت! آقا تو خودت داد ميزدي كه بايد حرفه اي شود. خب حرفه اي كه مي شود همين است ديگر. قرارداد است، پول است، رقابت است. حالا مي گويند خصوصي سازي! خصوصي سازي هم يك عده زمين ميخورند و يك عده بالا مي روند.

آقاي عابديني! كسيكه به خودش نمي تواند نمره بدهد، ديگران بايد نمره بدهند اما يك روش معمول، مقايسه آمار و عملكردهاست. بالاخره در المپيك چندم شديم؟ در بازي هاي آسيايي چندم شديم؟ در پارالمپيك چندم شديم؟ در آسيايي و جهاني چندم شديم؟ كلا در چه رده اي چند مدال گرفتيم؟ ورزش زنان چه اتفاقي افتاد؟ براي اولين بار چه اتفاقي افتاد؟ اگر بخواهيم كارنامه اينها را بگوييم، من بايد مفصل براي شما بخوانم. واقعا يك دوره پر نشاطي در ورزش بود، نه اينكه مطلوب و ايده آل بنده باشد، نه اما مقايسه كه مي كنيم مي بينيم كه موتورها روشن شد، يك حركتي در ورزش شكل گرفت. باز هم معنايش اين نيست كه همه ورزش ها به سرآمد رسيدند، نه! ولي دولت پشتيباني كرد و يك شور و نشاطي ايجاد شد، جوايز را به موقع مي داد، حمايت مي كرد، تشويق مي كرد، در حد توان خودش امكانات را فراهم كرد. شما مي دانيد بودجه هميشه چگونه تنظيم مي شود و محدوديت هايي را هم كه در تنظيم بودجه وجود دارد مي دانيد چون خودتان مسئول اجرايي بوديد. با اين حال دولت سعي كرد تقويت كند و جانب ورزش پايه و همگاني و قهرماني را بگيرد. بنظرم تعداد مدال ها و قهرماني هايي كه در آن دوره بود با تمام دوران قبل اصلا قابل مقايسه نيست. شايد به اندازه كل قبلش است. ورزش زنان تازه پا گرفت، حمايت شد، زنان رفتند در سطح آسيايي و جهاني مدال گرفتند.

ما هيچوقت نفت 140 دلاري نفروختيم. دائما تلاش دارم ورزش را از فضاي سياسي بيرون بكشم ولي بصورت سياسي سوال مي شود! اينطور نبوده كه در تمام 8 سال دولت قبل نفت 110 دلاري بفروشيم. متوسط قيمت فروش نفت در دولت قبل حدود 78 دلار بوده، در دولت فعلي 72 دلار است منتهي در دو سه سال اول همين دولت هم 100 الي 110 دلار فروخته مي شد. چرا اينها را حساب نمي كنيد!؟ اگر رياضيات خوانده باشيد بايد متوجه شويد كه متوسط يعني هر سال چقدر فروختيم، ضرب در قيمت آن، تمام 8 سال را جمع مي كنيم و بر كل فروش تقسيم مي كنيم. اين آمار كشور است من كه نمي توانم از خودم چيزي بگويم. در ثاني، دولت مگر دلار خرج مي كند؟ دولت ريال خرج مي كند. درآمد نفت به بانك مركزي مي رود، آنچه در بودجه نوشتند، سهم دولت را ريال مي كنند و به خزانه واريز مي شود. در دولت ما 15 درصد به وزارت نفت مي رفت، بطور متوسط 23 درصد به صندوق توسعه مي رفت، 2 درصد به مناطق محروم مي رفت و بخشي هم براي بدهي هاي خارجي هزينه مي شد. كل درآمد دولت نهم و دهم از محل ماليات ها، فروش اموال و نفت، 648 هزار ميليارد تومان بود. بقيه چيزهايي كه مي گويند حرف است و واقعيت ندارد. دولت فعلي با اجازه جنابعالي تا الان نزديك به 3000 هزار ميليارد تومان هزينه كرده است! 4.5 برابر دولت نهم و دهم. اينكه از كجا آورده بحث ما نيست. چه كسي پول بيشتري داشته است؟ اينها آمار رسمي كشور است.

هم آقاي عابديني و هم آقاي فتح الله زاده براي فوتبال كشور زحمت كشيدند. جا دارد اينجا ياد منصور پورحيدري، جعفر كاشاني، حجازي، نوري و تمام كساني كه زحمت كشيدند براي فوتبال كشور گرامي بداريم و از خدا بهترين ها را براي آنها طلب كنيم.

آقاي عابديني به نظام تصميم گيري اشاره كرد. اين خيلي مهم است. بالاخره بايد معلوم باشد كه براي هر ورزشي در كشور چه كسي تصميم مي گيرد و پاسخگو باشد. اين مسير تصميم گيري ما يك مسير منطقي نيست. الان همه ما موافق هستيم كه بايد واگذار شود ولي وقتي مي خواهيم وارد مسير تصميم گيري بشويم، اين واگذري آنقدر دستكاري مي شود كه در انتها چيزي درنمي آيد و خراب مي شود. اگر بگوييم آقاي سازمان تربيت بدني تو مسئول هستي، ديگر هيچ كس نبايد دخالت بكند، برو واگذار كن. اتفاقا راجع به اين دو تا تيم من معتقد هستم كه پيشكسوت هاي دو تيم مشخص هستند، اينها را جمع كنند و بگويند اينها تحويل شما. دولت نبايد نگاه اقتصادي به اين دو تيم داشته باشد. آنهايي كه باشگاه دارند بايد نگاه اقتصادي داشته باشند و الا كارشان نمي چرخد. حتي من معتقد هستم اگر تمام ورزش هم به بخش خصوصي واگذار شد دولت همواره بايد باز هم پشتيباني كند. علت آن را آقاي فتح الله زاده بدرستي گفتند. همين پرسپوليس كه روز گذشته بازي داشت، اگر قهرمان مي شد، چقدر مي ارزيد؟ 80 ميليون انسان احساس انرژي و اميد، نشاط و شادي مي كردند. اصلا چقدر خرج كنيم كه مردم مان يكساعت شاد باشند؟ نمي شود روي آن قيمت گذاشت. دولت ها براي نشاط مردمشان خرج مي كنند. چه از ورزش بهتر؟ در ورزش هم سلامتي هست هم نشاط هست، اميد هست، شجاعت هست. دولت تا آخر بايد حمايت كند. اما بايد قانونش را درست كنيم.

70-80 سال يك عده تلاش كردند و خون دل خوردند و تازه الان يك مقدار امكانات هست. قديم يادمان رفته كه زمستان ها چه خبر بود؟ تابستان چه خبر بود؟ لباس براي ورزش كردن نداشتند، كفش گير نمي آمد. كفش را به همديگر قرض مي دادند. من خودم در فوتبال بودم. زحمت ها كشيده شده و حرص و جوش ها خورده شده تا دو باشگاه درست شده است. من كه معتقد هستم كه همه چيز مال مردم است. اما درباره اين دو باشگاه، برويد پيشكسوتان را دعوت كنيم و بگوييم برويد طراحي كنيد. من ترديد ندارم كه پيشكسوتان از هر مديري و از كل دولت آن را بهتر حفظ مي كنند چون كار را بلدند، در آن زندگي كردند، براي آن زحمت كشيدند. يا مدير بودند يا بازيكن بودند. مشكل اين است كه وقتي قانون نوشته مي شود، نگاه اقتصادي است. مي گويند بايد ببريد و به بالاترين قيمت بفروشيد. اين را بايد اصلاح كرد و بنظرم ان شاءالله خواهد شد. يعني اگر يك مطالبه عمومي درست شود، اين دو باشگاه كه مايملك مادي ندارند، چيزي ندارند، بدهكار هستند، يك حيثيت دارند كه مال مردم و كساني است كه زحمت كشيدند. مجلس يكجا بيايد اختيار را به دولت بدهد، دولت هم يكجا واگذار كند به پيشكسوتان. خودشان اداره مي كنند. گرچه كه من معتقد هستم تا آخر، دولت بايد از ورزش حمايت كند يعني بودجه ورزش را كم نكند چرا؟ براي اينكه جامعه نشاط و اميد و حميت لازم دارد، اينها در ورزش هست با كمترين هزينه. آقاي فتح الله زاده اشاره كردند و گفتند 60 ميليارد تومان در چند سال خرج كردم 6 مدال آوردم. پرسپوليس هم همين طور است، بقيه تيم ها هم همين است. البته يكسري تيم داريم كه به برخي كارخانه هاي بزرگ وصل هستند، آنها مقداري اوضاعشان بهتر است، نمي گويم آنها مطلوب است. دولت بايد چشمش را ببندد و بصورت عادلانه، آن باشگاهي كه استعداد دارد، جاذبه دارد ولي درآمدي ندارد، بيشتر به آنها بدهد. دولت تا آخر بايد از همه رشته هاي ورزشي پشتيباني كند بخصوص از فوتبال. فوتبال تنها ورزش همگاني است. نه اينكه حالا كه گفتند 65 درصد هوادار فوتبال هستند. آقاي عابديني فوتبال ايران و استراليا برگزار ميشود چند درصد هوادار هستند؟ از پيرمرد و پيرزن تا بچه 3 ساله و 5 ساله همه هوادار هستند. حال و هواي بازي استراليا يادتان هست؟ چقدر بايد خرج كنيم تا آن حال و هوا يك روز در كشور ما ايجادد شود؟ مي ارزيد به هركدام از آن بچه ها در آن زمان 100 ميليون به هر كدام بدهيم. نمي گويم حقمان را ادا كرديم، مي گويم ما در آن دوران واقعا سعي كرديم و گفتيم كساني كه مدال جهاني بياورند، 100 سكه مي دهيم، نقره، 75 تا، فورا هم به آنها داديم.

بالاخره وقتي كه ما ورزش حرفه اي را پذيرفتيم، ديگر نبايد بگوييم چرا اينقدر گرفت. هر كسي يك قيمتي دارد. همين گلي كه روز گذشته آقاي عبدي زد، در آن لحظه آن گل چقدر مي ارزيد؟ شما اگر مديرعامل بوديد حاضر بوديد چقدر بدهيد كه سه تا گل ديگر مانند آن را بزنند؟ اصلا نمي شود قيمت گذاشت. هر چقدر بدهيم مي ارزد و يادمان باشد كه اگر از يك ورزشكاري تجليل مي شود، قيمت قهرماني او پرداخت نمي شود. در واقع مي خواهيم بگوييم حواسمان به تو هست. من معتقد هستم اگر نظام تصميم گيري جوري باشد كه اختيار و مسئوليت مشخص باشد، با همين بودجه هاي معمول، مي توان بسياري از گره ها را باز كرد. فوتبال امروز مي تواند خيلي درآمد داشته باشد.

در كشور ما قانون، اختيار را به صدا و سيما داده است. آنموقع سر اينكه درآمد صدا و سيما از تبليغاتي كه از دور زمين مي گيرد، اين كجا تقسيم شود؟ قانون گفته صدا و سيما. با كلي جلسه و جر و بحث شد، بالاخره گفتيم اقلا يك سوم آن را به فوتبال بدهيد. اينها دارند مي دوند و مردم تماشا مي كنند و الا اگر يك زمين خالي نشان بدهيد كه مردم تماشا نمي كنند، كسي هم  به شما تبلبغات نمي دهد.

مديريت نمي تواند شترمرغي باشد. يا بايد شتر باشد يا مرغ. بالاخره يا ورزش ما خصوصي است يا دولتي. اگر وسط را بگيريم صدمات و مضرات هر دو را خواهيم داشت، مزاياي هيچكدام را نخواهيم داشت. البته كل اقتصاد كشور الان همين طور است. خب دولت واگذار كند ديگر. منتهي بايد قانونش را درست كنيم. البته جوري قانون را نوشتند كه آقايان مي ترسند. فردا ديوان محاسبات هست، جاهاي ديگر هست، در نتيجه سخت است كه بخواهند يك تصميم قاطع بگيرند. چگونه است كه يك بنگاهي كه هزار ميليارد تومان مي ارزد را 20 درصد را مي گيرند، بقيه اش را مي گويند برو از خودش دربياور و بده؟ خب اين دو باشگاه را هم بگوييم بخشيديم به مردم. باز الان بين استقلال و پرسپوليس، پايداري پرسپوليس كمي بيشتر است چون پيشكسوت هايش جمع هستند و دارند يك دخالتي مي كنند اما پيشكسوت هاي استقلال تقريبا هيچ حضوري ندارند.

اگر بازي پرسپوليس در تهران بود واقعا قصد داشتم بروم، همانطور كه براي استقلال رفتم منتهي به كرونا خورد و بازي بدون تماشاگر برگزار شد. آن زمان هر موقع شرايط سخت مي شد، آقاي فتح الله زاده نزد من مي آمدند و مي گفتند كمك كن. اگر كمكي هم مي شد، به هر دوي آنها مي شد. آقاي كاشاني مي آمد و مي گفت ما الان پول نداريم كه حقوق بدهيم، به آقاي سعيدلو مي گفتيم عينا به هر دو باشگاه كمك كنيد تا حدي كه از دستمان برمي آمد منتهي الان داريم ريشه اي بحث مي كنيم. واقعا به رئيس تربيت بدني اختيار داده شود كه تمامش كند. تازه واگذار كه كرديم قضيه تمام نمي شود، حمايت بايد بشود، تازه اول تنظيم روابط است. يعني اول كار است. اگر معلوم شود چه كسي تصميم گير است، قضيه انجام مي شود. در اقتصاد هم مشكل ما الان همين است. چه كسي تصميم گير است؟ مخلوط است.

بنظرم يكي از مشكلات، سياسي شدن ورزش است. ورزش در كلان، سياسي ترين كار است چون وحدت درست مي كند، ملت ها را بهم مرتبط مي كند، دوستي مي آورد. خيلي جاها كه سياستمداران به بن بست مي خورند، ورزش گره را باز مي كند اما وقتي سياسي ريز مي شود يعني بهره برداري لحظه اي، كار را واقعا خراب مي كند. شما برويد و ببينيد چه كساني مي خواهند كانديد رياست جمهوري بشوند، آنها سوال كنيد كه چه كاري براي واگذاري اين دو باشگاه مي خواهند انجام بدهند.

وقتي راه را گم مي كنيم، ديگر هر راهي برويم، بيراهه است. اينكه يك مقدار اخلاق خراب شده است تنها در ورزش نيست، در اقتصاد هم هست. درحاليكه ما ايراني ها در طول تاريخ به اخلاق مشهور بوديم. يعني ستون فقرات فرهنگ ايراني، اخلاق بوده است. انسانيت، برادري، دوستي، صداقت. حالا سوال اينجاست كه آيا مردم عامل تغيير اخلاق هستند؟ من معتقد هستم كه خير. يك عده اي در كشور ما پيدا شدند كه خودشان را واقعا برتر از كل ملت مي دانند در همه زمينه ها. اصلا نيازي نمي بينند كه بدانند مردم چه مي گويند، حرف دل مردم چيست، اصلا اعتنايي ندارند. همين الان فشار اقتصادي را ببينيد، بي سابقه است ولي انگار نه انگار. مي گويند همه چيز خيلي خوب است، ما عالي مديريت مي كنيم تازه منت هم سر مردم مي گذارند! اصلا ريشه مشكلات كجاست؟ اينكه يك عده خودشان را برتر از ديگران مي دانند. هر جاي دنيا كه شما ببينيد مشكلي هست دليلش اين است كه يك عده آنجا خودشان را برتر از ديگران دانستند و حق انديشيدن، تصميم گيري و خواستن ديگران را، كنار گذاشتند. اين كشور مال مردم است، همه چيزش مال مردم است. من نمي توانم يك تصميمي بگيرم كه زندگي مردم را تحت تاثير قرار مي دهد، بي توجه به نظر خودشان. مثال مي زنم. آقاي عابديني و فتح الله زاده يادشان هست. ما وقتي كه مي خواستيم هدفمندي را اجرا كنيم، من تمام شهرها را رفتم، تمام روستاها را رفتم. براي مردم توضيح دادم، با تمام اقشار جلسه گذاشتم كه ما اين كار را مي خواهيم انجام بدهيم، نظر بدهيد از اساتيد دانشگاه تا همه اقشار مردم. چون معتقد هستيم اين ها كار مردم است. ورزش مال مردم است، اقتصاد مال مردم است. يك عده پيدا شدند، خودشان را برتر مي دانند و به هر قيمتي مي خواهند اين چهارراه ها دستشان باشد. در اين رقابت ها تهمت، دروغ، بداخلاقي آنها متاسفانه به بدنه مردم هم سرايت كرده است. "الناس علي دين ملوكهم" آنجا بايد درست شود. آقا دست برداريد ديگر. چقدر براي يك صندلي مي دويد؟ ول كنيد.

من براي اينكه بخواهم مدير يك فدراسيون باشم بايد مطالعه بكنم. من اينقدر تخصصي نمي توانم وارد فوتبال بشوم. ولي اولين كاري كه در فوتبال مي كنم اين است كه تمام پيشكسوتان را دعوت مي كنم. خودم پاي تخته مي ايستم، مي گويم مشكلات را بگوييد. همه را مي نويسم. راه حل ها را هم بگوييد، آنها را هم مي نويسم. بعد جمع بندي مي كنم. دوباره به مشورت مي گذارم. مي گويم بنظر من اين سه، راه حل هستند.

من هرگز نمي خواهم وزير ورزش بشوم چون تشكيل اين وزارتخانه از پايه غلط است. وزارت ورزش سياسي تشكيل شد. گوانگجو ما چهارم شديم، آقاي عابديني فرمودند بهترين جايگاه ما چهارمي است. ما كه چهارم شديم، به محض آنكه ما برگشتيم، بجاي آنكه بگويند دست شما درد نكند، خسته نباشيد، هنوز جايزه ورزشكاران را نداده بوديم، بدون نظر دولت، يك خط نوشتند كه از اين تاريخ، وزارت ورزش، معاونت رئيس جمهور، رئيس سازمان، با معاونت جوانان ادغام و وزارت ورزش تشكيل مي گردد. گفتيم اينگونه كه نمي شود. اين مطالعه مي خواهد، طراحي و برنامه ريزي مي خواهد. بعد هم براي اينكه خلاف قانون اساسي نشود، ننوشتند دولت موظف است اين كار را بكند، نوشتند تشكيل مي شود! من هم گفتم خب بشود، به من چه ربطي دارد. با نگاه سياسي پايه گذاري شد. نگاه مجلس ما متاسفانه، نه بخاطر آدم هايش، بخاطر نحوه تشكيل مجلس، نگاه محلي است چون هر كس مي خواهد در محل خودش راي بياورد تا يك كاري براي محلش انجام بدهد. اين نگاه محلي وارد قانونگذاري مي شود. نگاه وزراي ما، بخشي است. بخشي و محلي با هم قاطي مي شود و از دل آن چيزي درنمي آيد. الان من شنيدم كه به وزير بخاطر انتخاب مدير باشگاه، هيئت مديره و حتي مربي فشار مي آورند! خب من هرگز اجازه نمي دادم كه بخواهند راجع به انتخاب مربي دخالت كنند. اين يك امر تخصصي است و كار فدراسيون است و انصافا هم مربي هاي خوبي آمدند. ولاسكو آمد و واليبال ما را ارتقا داد. كي روش آمد و فوتبال ما را يك ارتقائي داد. نمي گويم ضعف نيست، همه ضعف دارند ولي خودشان تصميم گرفتند، خودشان هم دفاع كردند و پايش ايستادند. من هرگز نمي خواهم وزير ورزش بشوم. من اصلا نمي خواهم هيچ پستي داشته باشم. فقط دلم مي خواهد كشورم خوب اداره شود. همانطور كه شما مي خواهيد. حالا هر كس كه مي خواهد اداره كند، دستش را مي بوسيم. اما پايه وزارت ورزش اشكال داشت. يك اساسنامه اي را دستپاچه نوشتند، البته شوراي نگهبان بعدا نظر ما را پذيرفت ولي نوشداروي بعد از مرگ سهراب بود. ورزش زير نظر رئيس جمهور است و رئيس جمهور هم ملي نگاه مي كند چون مال همه است. برايش فرقي نمي كند چه تيمي بيايد يا چه كسي باشد. همه را يكسان مي بيند. اما وقتي وزير شد، اختيار وزير دست چه كسي است؟ دست نمايندگان و مشكلاتي ايجاد مي شود. ورزش در اين چند سال جان نگرفته است. البته وزير دارد زحمت مي كشد، همه زحمت مي كشند ولي وقتي تصميم شما بر يك منطق روشن استوار نباشد مثل اين مي ماند كه يك كاميون اين وسط خراب شده است، مي خواهيم آن را هل بدهيم كه راه بيفتد، دور تا دورش را گرفتيم و همه داريم هل مي دهيم، همه هم دارند عرق مي ريزند ولي كاميون هم تكان نمي خورد.

در دوران ما مذاكراتي براي دعوت از مارادونا به ايران انجام شد ولي متاسفانه شرايط فراهم نشد. ايشان يك پيامي به من دادند و من هم جوابش را دادم. آمريكاي لاتين در يك قاره مستضعف قرار دارد. مستضعف به اين معنا كه تحت سلطه بوده و هميشه سركوب شده است. سرشار از استعداد انساني و مادي است ولي اطلاعات ما راجع به آنجا خيلي كم است. اطلاعات ما يعني اطلاعات كل دنيا كم است براي اينكه حيات خلوت بوده و آنجا را دائما غارت مي كردند. انگيزه مقابله با اين سلطه قوي است، هر كس كه در عرصه سياسي قيام كرد، ترتيبش را دادند. مارادونا در عرصه ورزشي آمد و قيام كرد. يادتان هست آمد و آن گل را زد و غوغايي در دنيا به پا شد. او يك فرد مردمي بود. زندگي شخصي هر كسي به خودش مربوط است. من در ايران هم در زندگي شخصي هيچكس وارد نشدم. مال خودش است و اينكه چه بلايي سرش بياورد و چگونه استفاده كند به خودش مربوط است. اما اين را من مي دانم كه مارادونا خيلي مردم دوست بود. به من هم علاقه داشت من هم به او علاقه داشتم. چند بار پيام شفاهي رد و بدل شد و يكبار هم پيام كتبي فرستاد من هم جوابش را دادم، منتشر هم شد. پيراهنش را هم فرستاد. رئيس جمهور كه خودش كسي نيست، متعلق به مردم است. وقتي مي رود در دنيا حرف مي زند، براي مردم و نماينده مردم است. منتهي با نام احمدي نژاد فرستاد. و الان هم آن پيراهن در موزه است. منتهي براي من فرستاد، بر روي آن يادداشت گذاشت. او مرا دوست داشت مصاحبه كرده بود و اين را گفته بود و البته ملت ايران را هم بعنوان ملتي فرهيخته و متمدن دوست داشت. من هم چون نماد كوچكي از ملت ايران بودم و الا اگر من قطره اي در اقيانوس ملت هم باشم افتخار مي كنم ولي من اين وجه او را دوست داشتم. متوجه نشدم چه اتفاقي افتاد كه جور نشد به ايران بيايد. چند باري هم كه من به آمريكاي لاتين رفتم، نشد كه با هم ملاقاتي از نزديك داشته باشيم ولي خب بنظرم حيف شد كه فوتبال يك اسطوره را از دست داد، نمونه اش سخت گير مي آيد.

من كه مدال هاي آقاي سوريان را نگرفتم، گفتم براي خودتان باشد چون به كار من نمي آمد، چه چيزي به من اضافه مي كرد؟ ولي آقاي سوريان يك سرمايه ملي است. تازه ارزش آقاي سوريان به آن يك تكه طلا كه نيست. سوريان يك اعجوبه فرنگي درسطح جهان است، سرمايه و پشتوانه ورزش ماست. همه ورزشكاران ما همين هستند، همه سرمايه هاي كشور هستند. ما به تمام قهرمانان مجوز ورود خودرو را داديم. كلي هم بخاطرش فحش خورديم. دولت براي فوتبال، واليبال مصوب كرد. ما گفتيم تيم ملي بخاطر صعودش و تمام قهرمانان اين مجوز را بگيرند، حالا چقدرش را استفاده كردند، نمي دانم. چون تا بروند و بياورند، هفت خوان رستم را بايد طي كنند. ولي اسنادي كه مي گوييد منتشر شده و رئيس جمهور تنها به آقاي سوريان اين مجوز را داده، جعلي است. اصلا به چه دليل رئيس جمهور بايد اين كار را بكند؟ اينكه مي گوييد اسنادش منتشر شد و هيچوقت تكذيب نشد، چند تا رسانه در كشور هست؟ چند تا كانال هست؟ شما يك رسانه يا كانال پيدا كنيد كه يك روز چيزي درباره من ننويسد! من چكار مي توانم بكنم؟ مگر مي توانم بروم ببينم يا تكذيب كنم؟ بله يك موقع درباره دولت مي نويسند، دولت ساختار دارد، تيم دارد، وزارتخانه دارد، مي نشينند و روزنامه ها را مي خوانند، گزارش تهيه مي كنند. اگر آنها تكذيب نكنند بله ولي من يك نفر در برابر صدها هزار كانال و سايت، چه مي توانم بكنم؟ هر چه مي نويسند بايد بروم تكذيب كنم!؟ من اين را براي اولين بار دارم از شما مي شنوم! رئيس جمهور هيچوقت همچين چيزي را امضا نمي كند. اينها قانون دارد، مصوبه دولت مي خواهد، مصوبه دولت را هم معاون اول رئيس جمهور ابلاغ مي كند. از اين چيزها درست مي كنند ديگر. يك چيزهايي درست كرده بودند كه من فلان كاره هستم، پيش من آوردند من هم خنده ام گرفت، گفتم من اينكاره نيستم.

بعضي كارها از مسير درستش انجام نمي شود. هيچ تعصبي نه بايد روي مربي خارجي داشته باشيم و نه روي مربي ايراني. البته دلمان مي خواهد مربي ايراني باشد اما اگر يك فدراسيوني تشخيص داد در اينجا بايد يك مربي از خارج بياوريم، اين بايد كاملا عالمانه و منطقي و روي حساب باشد. قراردادها بايد قراردادهاي حقوقي روشن باشد. متاسفانه يك عده پيدا شدند كه مي روند قراردادهاي كلاني مي بندند، بعد هم طرف 4 ماه مي ماند و مي رود، 8 ميليون يورو هم مي گيرد. 8 ميليون يورو الان چقدر مي شود؟ 240 ميليارد تومان مي شود. 240 ميليارد داديم به كسي كه آمد و دو تا باخت گذاشت در كاسه ما و 4 ماه ماند و رفت. خب اين غلط است. چه كساني او را آوردند؟ مي گفتند قبلي زياد مي گرفته. قبلي چقدر مي گرفته؟ 1.5 ميليون. من نه طرفدار قبلي هستم و نه مخالف بعدي. مي گويم بايد يك منطقي داشته باشد. اصل بر اين است كه مربي ايراني باشد، عيب ندارد آنها بروند و دوره ببينند. ولي اگر فدراسيون تشخيص داد كه ما يك مربي خارجي لازم داريم. من مخالف نيستم چون من اينجور مرزبندي را در دنيا قبول ندارم. همه، همه جا. كلي ايراني در خارج از كشور دارد كار مي كند. در كارهاي علمي و ورزشي. اين بچه هاي ما كه الان رفته اند در تيم هاي خارجي دارند بازي مي كنند اشكالي دارد؟ خير. رشد مي كنند. براي آنها گل مي زنند اشكال دارد؟ خير، موفق باشند. كسي آنجا وارد كار اقتصادي شود، هر جا هست موفق باشد. نگاه من مرزبندي به اين معنا ندارد. اما نبايد حقوق ملت را يكباره بر باد بدهيم. بايد يك قرارداد بسيار روشن و شفاف و دوطرفه ببنديم. فلاني مصاحبه مي كند و بعد مصاحبه اش مبنا قرار مي گيرد! بعد پول از جيب چه كسي مي رود؟ از جيب ملت. قرارداد بسيار روشن و حقوقي، ولي مانند برجام نشود. يك قرارداد ببنديم كه بگويند تمامش را شما بايد اجرا كنيد. پس شما كه زير پا مي گذاريد چه؟ هيچي! آنطرف هيچ تعهدي ندارد! اينجور قراردادها متاسفانه در ورزش هم هست و همه اش هم ما در اين دوره مي بينيم. اشكالي ندارد كه قراردادها علني شود. چرا بايد مخفي باشد. ما تمام قراردادهاي پيمانكاري و پروژه هاي كشور را بر روي سايت گذاشتيم. گفتيم مردم بدانيد اينجا مناقصه برگزار شده، اين آقا برنده شده و به اين قيمت، اين كارها را هم مي خواهد انجام بدهد. چه اشكالي دارد كه قراردادهاي ورزشي همه علني باشد؟ تمام قراردادهاي مربي هاي اروپا شفاف است و شما مي توانيد ببينيد. چرا شفاف است؟ چون بايد ماليات بدهند، نبايد پنهانكاري وجود داشته باشد. قراردادهاي بازيكنان هم در اروپا شفاف هست، همه را مي توانيد ببينيد كه تعهدات دو طرف چيست. وقتي حرفه اي مي شويم، شفافيت لازمه آن است. اگر شفافيت نباشد همين مشكلاتي كه هست پيش مي آيد.

آقاي علي دايي: سرمايه فوتبال كشور

آقاي علي كريمي: ايشان هم سرمايه فوتبال كشور هستند ولي در مربي گري به اندازه بازي اش موفق نشد، علتش را نمي دانم ولي در بازي كه خيلي خوب بود.

آقاي محمد دادكان: ايشان هم سرمايه است. ايشان آدم خوبي است. يعني بد كسي را نمي خواهد، بد فوتبال را نمي خواهد.

آقاي علي آبادي: ايشان در زيرساخت ها زحمت كشيد.

آقاي سعيدلو: ايشان هم در نرم افزار خيلي زحمت كشيد. از زير ساخت ها خيلي خوب استفاده كرد.

آقاي فرهاد مجيدي: ايشان هم جزو سرمايه هاي كشور هستند. براي استقلال كه جزو پيشكسوتان است.

آقاي طالقاني: ايشان واقعا پهلوان است. ايشان واقعا منش پهلواني اش را حفظ كرده است. چند وقت پيش كه در تلويزيون صحبت مي كرد خيلي براي من دلنشين بود. انسان خوبي است.

آقاي تختي: تختي يك اسطوره است. همه در ايران او را دوست دارند. آقاي عابديني حرف مهمي زد. سرمايه هر انساني محبت مردم است. محبت مردم، انعكاس محبت خداست. اگر كسي محبت مردم در دلش نباشد، محال است كه محبت مردم هم به سمتش بيايد. به همين دليل است كه اميرالمومنين(ع) به مالك اشتر مي گويد دلت را از محبت مردم پر كن. مردم، همه تختي را دوست دارند. بعد از انقلاب در همه استان ها هر ورزشگاهي كه ساخته شد نامش را تختي گذاشتند. دستور حكومتي نبود، مردم اين كار را كردند. اين يك علاقه است چون منش پهلواني را در او ديدند. جلوي يك بچه زانو مي زند. پاي رقيبش زخمي است، قهرماني را مي دهد ولي به پاي او ضربه نمي زند. ورزش براي اين است، انسانيت براي اين است. اصلا براي همين خلق شده ايم و تختي سمبل آن بود. ما بچه بوديم، آن زمان گفتند تختي خودكشي كرده است. ما هم كه بچه بوديم باور نكرديم. اصلا كاري ندارم قضيه چه بوده ولي كل ملت گريه مي كردند. شنيديد؟ شنيديد؟ تختي را كشتند. بچه ها گريه مي كردند. اين يك چيز آسماني است و برمي گردد به منش او. يك انسان واقعي بود. خدا هم حقش را داد.

 

نظرات

  • رسول جوان 3 دی

    یگانه مرد سیاست ایران حرف نداری دکتر

  • سید حسین 4 دی

    درود بر احمدی نژاد ، بزرگ مرد گذشته و حاضر جمهوری اسلامی ایران درد و بلات بخوره توی سر دشمنات

اخبار مرتبط