1399/10/13-15:19

احمدی‌نژاد و جهان عرب

 احمدی‌نژاد و جهان عرب

جابر رجبی

اعراب و ایرانیان روابطی به قدمت تاریخ دارند، همواره تمدن آنها بهم گره خورده است و بعد از ظهور اسلام نیز اشتراکات آنان بسیار بیشتر شد.

در طول تاریخ همواره شاهد بوده ایم که قدرتهای فرامنطقه ای منافع خود را در اختلاف و تضاد بین کشورها و ملتها تعریف کرده اند اما بعد از انقلاب ۱۹۷۹ این مساله به خود شکل بسیار پیچیده ای گرفت. ‌با اینکه ایران در ابتدا دست دوستی به تمام کشورها دراز کرده بود از یک سو با تحریک دست پنهان، جنگ به ایرا‌ن تحمیل شد و از سوی دیگر در داخل ایران عده ای که سالها بعد  خطوط فکری و ارتباطات آنها معلوم‌ شد با رفتارهای خود به چهره ایران در جهان لطمه وارد کردند.

در اینجا اتحادیه منابع قدرت و ثروت در جهان از جمله هيئت حاکمه پشت پرده آمریکا توانست به کمک پیاده نظام خود در کشورها، که بعضا در مناصب مختلف حاکمیتی هم شاید حضور داشتند و همچنین غول های رسانه ای در خدمت خود، ایران را تهدیدی برای کشورهای عرب معرفی کند و  در ایران نیز اعراب را به شکل دشمنانی خطرناک معرفی کردند.

این منازعه، منفعت های سیاسی و اقتصادی خارج از تصوری را برای آنها داشت و دارد که کمترین آن حضور میدانی و نظامی کشورهای فرا منطقه ای است که با پول کشورها، برای خود در خاک آنها پایگاهای نظامی و دفاتر مختلف تاسیس میکنند. از عیان‌ترین منافع مالی آنان میتوان به فروش و تحمیل میلیاردها دلار سلاح به کشورهای مختلف نام برد که اگر از ایران این توهم خطر، ساخته نشده بود امروز شاهد آن‌ نبودیم که به اسم خطر ایران، شاهراه های دریایی، هوایی و زمینی خاورمیانه را در اختیار بگیرند و از آن رو بعضی رفتارهای اشتباه و غیر عاقلانه از سوی بعضی نا آگاهان و یا سربازان اجاره ای در داخل به این توهم دامن‌ زده شود.

 احمدی نژاد که امروز بر همگان مشخص شده که بیشترین نزدیکی را در بین سیاست مداران به مردم دارد و رفتار و‌ گفتارش غالبا همان چیزی است که مردم جامعه میخواهند همواره سعی میکرد تا این ستیز خیالی را از بین ببرد.

احمدی نژاد تلاش فراوانی کرد تا ‌ایران و کشورهای منطقه علی الخصوص کشورهای عربی در جهات مختلف بهم نزدیک شوند و اصل احترام متقابل و همزیستی و تعامل را فراگیر کند و آب گل آلود در مناسبات را که کاسبان بحران از آن در حال ماهی گیری بودند را زلال کند زیرا اعتقاد وی این بود و هست که انسانها فارق از رنگ و نژاد و زبان و دین باید کرامت انسانی داشته باشند و به حرمت هیچ کسی و ملتی خدشه وارد نشود.

در این مسیر از طرف منابع قدرت و ثروت خارجی به وی و دولت او فشارهای فراوانی وارد میشد و کارشکنی ها و رفتارهای غیرمسئولانه فراوانی را نیز از جانب بعضی تندروها در داخل تحمل میکرد و سود کلانی که از اختلافات به جیب برخی می رفت باعث آن میشد که با سنگ اندازی، تمام تلاش خود را بکار ببندند تا احمدی نژاد به هدفش در تحقق صلح واقعی نرسد اما احمدی نژاد همیشه بدنبال این بود که  منطقه توسط کشورهای موجود در آن اداره بشود و منابع و منافع سرشار منطقه از آن ملتهای آن باشد و این امکان پذیر نبود مگر با اتحاد و همکاری واقعی بین دولتها و‌ شناخت بیشتر و بهتر ملتها از یکدیگر زیرا نبود ارتباط و تعامل و شناخت و درک از یکدیگر به توهمات ساخته دیگران میدان میدهد.

 هرگز یک مصاحبه و یا دستور و یا عملی نمیتوان از احمدی نژاد مثال آورد که کشورهای عربی و همسایه را تضعیف کرده باشد گرچه متاسفانه دولت فعلی ایران، ارثی که او از خود بجای گذاشته بود را با رفتار مشکوک اش نابود کرد، همچنین حکام جدید بعضی از کشورها به تحریک فریب گونه {اتحادیه صاحبان قدرت و ثروت}، رابطه ایران و بعضی از کشورهای خاورمیانه و عربی را در موقعیت بدی قرار داد.

احمدی نژاد حتی در این زمان که مسئولیت اجرایی ندارد نیز برای نزدیکی کشورها و ملتها تلاش میکند. میتوان به مصاحبه های او دقت کرد و یا به پیشنهاد میانجی گری برای جنگ تاسف آور یمن اشاره کرد.

 امید است که با بازگشت احمدی نژاد و تفکر مردمی و همچنین اصلاح رفتار بعضی از سران کشورها و میدان ندادن به هر صدایی که میخواهد بین‌ کشورها تفرقه بیندازد، دست یکدیگر را برای پیشرفت و زندگی بهتر بفشاریم.

از بین رفتن اختلافات میتواند ثبات را به میزان زیادی به بعضی از کشورها و مردم درد کشیده خاورمیانه باز گرداند و بی شک این مهم و آرمان بسیار در دسترس خواهد بود.

از آنجا که اگر احمدی نژاد به راس دولت ایران بازگردد میتواند با گفتگو و دعوت به همکاری، تقابل را به تعامل تبدیل کند بی شک منافع بعضی به خطر خواهد افتاد و برای دور نگه داشتن و عدم حضورش در صحنه منطقه ای و جهانی بسیار تلاش و هزینه خواهند کرد.

نظرات

اخبار مرتبط