1399/10/14-18:29

بخش اول مصاحبه اردشیر احمدی با دكتر احمدی‌نژاد/ در دلتان عشق مردم را تقويت كنید + فیلم

بخش اول مصاحبه اردشیر احمدی با دكتر احمدی‌نژاد/ در دلتان عشق مردم را تقويت كنید + فیلم

دکتر محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق طی گفت‌وگویی صمیمی با آقای اردشیر احمدی به سؤالات وی در خصوص موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پاسخ داد. ایشان ضمن توصیه به اینکه از همین امروز دائما در دلتان عشق مردم را تقویت كنید، گفتند: اگر زمانی حس كرديد كه همه را دوست دارید، بدانید كه اتفاقات خوبی در زندگی‌تان می‌افتد.

به گزارش دولت بهار، بخش اول مصاحبه اردشیر احمدی با دكتر احمدي نژاد به شرح زیر است:

اردشیر احمدی : ما مي خواهيم يك گپ و گفت خودماني پدر _ پسري با هم داشته باشيم، من زياد از سياست سر درنمي آورم.

دکتر احمدی نژاد : سياست هم جزئي از زندگي است.

سئوال: از دفتر شما شروع كنيم. وقتي يك رئيس جمهور دوران رياست جمهوری اش تمام مي شود، آيا همچنان كار مي كند كه نياز به دفتر داشته باشد؟

پاسخ: بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه.

مگر كار برای انسان تمام مي شود؟ كسي را مي توانيد در دنيا پيدا كنيد كه بگويد من كاري در اين دنيا ندارم؟

سئوال: كاري كه الان انجام مي دهيد از چه جنسي است؟

پاسخ: بالاخره يك مجموعه ارتباطات وجود دارد، به علاوه مسئوليت هاي اجتماعي كه بر عهده هر انساني است، تعطيل كه نمي شود. مسئوليت اجتماعي، معادل مناصب اجتماعي نيست. آیا می توان گفت كسي كه پست دارد، مسئول است و كسي كه پست ندارد مسئول نيست؟ مسئوليت اجتماعي هميشه همراه با انسان است. ضمن اينكه يك سري ارتباطات و مراجعات و توقعات گسترده در برابر فردی که رئیس جمهور بوده است وجود دارد. اينها را بايد چكار كند؟

سئوال: يك روز عادي يك رئيس جمهور چگونه است؟ مي خواهم بدانم شما زماني كه رئيس جمهور بوديد يك روز عادي شما چگونه بود و الان چگونه است و آیا تفاوتي كرده است؟

پاسخ: حتما تفاوت دارد. انساني كه بدنيا مي آيد، يك عمر محدودي دارد، بايد قله هاي بي نهايت را فتح بكند، ماموريت ها و مسئوليت هایي با ابعاد جهاني را انجام بدهد، آیا مي توانيم بگوييم که یک روز عادي برايش وجود دارد؟

سئوال: مي خواهم بدانم برنامه روزانه و روتين شما وقت و نظم مشخصي دارد؟ مثلا زمان خوردن صبحانه يا ورزش شما وقت مشخصي دارد؟ براي خانواده وقت مي گذاريد؟ چگونه؟

پاسخ: دوران رياست جمهوري كارها فشرده تر بود، طبيعي هم بود. بالاخره مسئوليت اداره كشور، مسئوليت سنگين و متنوعي است اما بله، صبحانه هر روز هست.

سئوال: يعني در زمان مشخصي هست؟

پاسخ: بله بين ساعت 7 الي 7:30 به جز روزهاي تعطيل، زمان صبحانه است، روزهاي تعطيل يك مقدار فرق مي كند. البته زمان رياست جمهوري فرقي نمي كرد چون ما روز تعطيل نداشتيم. الان مثلا در روزهاي تعطيل با يك ساعت تاخير صبحانه مي خوريم.

سئوال: زمان ناهار و شام هم مشخص است؟

پاسخ: بله. ناهار در محل دفتر در زمان مشخصي است، شام هم كه منزل هستيم.

سئوال: فقط شام را با خانواده هستيد؟

پاسخ: صبحانه و شام با خانواده هستيم، به غير از روزهاي تعطيل. يعني روزهاي تعطيل، ناهار هم با خانواده هستيم.

سئوال: ساعت كار شما نسبت به زمان رياست جمهوري چند ساعت كمتر شده است؟

پاسخ: الان بين 3 تا 4 ساعت، البته بسته به شرايط متفاوت است.

سئوال: كار شما از چه جنسي است؟ اين ذهنيت هست كه شما مي خواهيد برگرديد. آيا تمام كارها در جهت بازگشت شما به عرصه قدرت است يا كارهاي ديگري مثل كارهاي اجتماعي است؟

پاسخ: كجا برگرديم؟ مگر ما رفته ايم كه بخواهيم برگرديم؟ متاسفانه فضاي سياسي امروز دنيا، معطوف به قدرت است. يك عده اي هستند كه اين فضا را حاكم كرده اند كه هر كاري مي كنند بايد معطوف به رسيدن به يك پست باشد، من با اين مشكل دارم. ما هميشه وظيفه اجتماعي داريم. اصلاح امور جامعه مگر فقط به عهده مقامات سياسي است؟

سئوال: يك مقدار اجرايي تر مي خواهم بدانم. جنس اين كار چيست؟ شما مي فرماييد كار اجتماعي مي كنيد، دقيقا چه جور كاري است؟

پاسخ: عمده آن ملاقات ها و كارهاي دانشگاهي و كار با دانشجويان است.

سئوال: ملاقات هاي مردمي؟

پاسخ: بله ملاقات با مردم، با خيلي از مسئولين و ملاقات با مقامات غيرايراني هست. از تمام دنيا افرادي هستند كه تماس مي گيرند و كار دارند. ارتباطات فكري هست. جلسات تحليل و بررسي و طرح مسائل نظري هست. برای مثال راجع به اقتصاد، بحث هاي نظري عميق و مطالعات انجام می شود، اظهارنظر و پيشنهاد و یافتن راه حل ها در دستور کار است.

سئوال: رفت و آمدهايي كه با غيرايراني ها انجام مي شود بايد با جايي هماهنگ شود يا هركس بخواهد مي تواند بيايد؟

پاسخ: آنها خودشان هماهنگ مي كنند و مي آيند. اگر هماهنگ نكنند اجازه نمي دهند كه بيايند.

سئوال: خيلي براي مردم سوال است، آيا شما مي خواهيد به عرصه رياست جمهوري برگرديد؟

پاسخ: اين را قبلا توضيح داده ام.

سئوال: شفاف با "بله" يا "خير" جواب نمي دهيد؟

پاسخ: مگر بله و خيري دارد؟ من واقعا تمايلي ندارم.

سئوال: يعني خسته شديد؟

پاسخ: نخير! اصلا ربطي به خسته شدن ندارد. من كه خسته نيستم، كار مي كنم، مي بينيد.

سئوال: چه كسي خسته است؟

پاسخ: همان هايي كه شما مي گوييد. دشمن كه فرد خاصي نيست. ولي آنهايي كه ضد بشر و ضد انسانها و ضد جامعه بشري هستند و مي خواهند همه را له كنند و خودشان برتر باشند، اينها دشمن هستند.

سئوال: زماني كه شما دور اول رئيس جمهور شديد، من خیلی جوان بودم. يك اميدي براي همه بود كه يك جوان بدون هيچ بك‌گراند سياسي و خانواده اي مي تواند رئيس جمهور شود و وقتي به گذشته شما نگاه مي كنيم، مي بينيم كه شما از يك خانواده خيلي ساده و يك شهروند عادي، توانستيد رئيس جمهور شويد. من اگر بخواهم رئيس جمهور بشوم چكار بايد بكنم؟ اول بايد كراواتم را دربياورم ديگر؟ روند اين كار چگونه است؟

پاسخ: چرا شما فكر مي كنيد بايد كراواتت را دربياوري؟ در ذهن شما چه چيزي است؟

سئوال: من بارها از مراجع و كساني كه در مباحث شرعي و قانوني صاحب نظر بودند سوال كردم. نه منع قانوني دارد و نه منع شرعي.

پاسخ: پس چرا فكر مي كنيد بايد كراواتتان را دربياوريد؟

سئوال: نسبت به كراوات يك گاردي وجود دارد.

پاسخ: چه كسي گارد دارد؟

سئوال: خود شما داريد؟

پاسخ: نخير! الان اينجا نشسته ايد و داريم با هم صحبت مي كنيم.

سئوال: مي دانم ولي خودتان مي زنيد؟ تاكنون زده ايد؟

پاسخ: لباس يك امر شخصي است. آیا همه بايد يكجور لباس بپوشند؟

سئوال: شما يك صحبتي داشتيد در دوره اول انتخابات رياست جمهوري كه مي گفتيد مگر مشكل جوان هاي امروز ما مدل موي آنهاست؟ خيلي اميد ايجاد شد كه وقتي شما وارد اين عرصه مي شويد، يك آزادي هاي جديدي تعريف بشود، اما نشد. مثلا ما در بحث فرهنگ سراها و مراكز فرهنگي در دوران شما، يادم مي آيد حتي كانون فساد ناميده شد و يكسري از اين مراكز بسته شدند يا گشت ارشاد. مي خواهم بدانم وظيفه رئيس جمهور است؟ يعني رئيس جمهور براي امر حجاب اختياراتي دارد؟

پاسخ: فرهنگسراها مربوط به شهرداري است. در دوره اي که ما در شهرداري بوديم، فعالیت فرهنگ سراها خيلي توسعه پيدا كرد.

سئوال: يعني آقاي قاليباف از شما مجزا بودند؟

پاسخ: شهرداري كلا با دولت متفاوت است.

سئوال: ولي شما همكاري خوبي با آقاي قاليباف داشتيد.

پاسخ: شهرداري زير نظر شوراي شهر است. شوراي شهر جداگانه انتخاب مي شود. ما با همه همكاري داشتيم و نمي توانيم همكاري نداشته باشيم. روحيه من اينگونه است كه با همه همكاري دارم. يعني دنبال جنبه هاي مثبت و همكاري ها هستم. منتهي در مورد فرهنگ سراها، بايد زمانش را مشخص كنيد كه چه زماني بوده است.

سئوال: در زمان رياست جمهوري شما بوده است.

پاسخ: همه كشور كه دست رئيس جمهور نيست.

سئوال: پس مسئله حجاب دست رئيس جمهور نيست؟

پاسخ: نخير! رئيس جمهور چه كار مي تواند بكند؟ فقط مي تواند بصورت عمومي از حقوق مردم دفاع بكند.

سئوال: پس چرا وعده اش داده مي شود كه اگر اين رئيس جمهور بيايد ما در بحث حجاب، آزادي هاي بيشتري داريم!

پاسخ: از خودشان بايد بپرسيد كه چرا مي گويند!

سئوال: شما هم درباره مدل مو و اين آزادي ها چيزهايي گفتيد.

پاسخ: در آن زمان مي گفتند اگر احمدي نژاد بيايد محدوديت هايي را ايجاد مي كند، من هم گفتم اصلا موضوع ما اين نيست. الان هم مي گويم كه موضوع ما اين نيست. من اين را در مسير اداره جامعه، يك انحراف مي دانم.

سئوال: حالا آن روند را مي فرماييد كه اگر من بخواهم رئيس جمهور بشوم چه كارهايي بايد انجام بدهم؟

پاسخ: پس موضوع كراوات حل شد؟

سئوال: بله. پس ما مي توانيم اميدوار باشيم؟

پاسخ: ببينيد جامعه در حال پيشرفت است.

سئوال: خيلي از كساني كه در دور اول مي خواستند به شما راي بدهند، مي گفتند ايشان فرق دارد، ايشان كت و شلواري هستند، معمم نيستند. براي همه يك ذهنيتي ايجاد مي كرد كه قرار است تفاوت هايي ايجاد بشود.

پاسخ: واقعا تفاوتي ايجاد نشد؟

سئوال: تفاوت كه چرا خيلي ايجاد شد. همين را مي گويم كه اگر يك شخص با لباس جديدتر وارد شود، يك تفاوتي ايجاد مي شود.

پاسخ: بله اما اشتباه است که فكر كنيم خود لباس تفاوت مي آورد. لباس نماد است و خودش اصالتي ندارد. لباس، برون داد افراد است. لباس، انديشه و فرهنگ و معيار افراد را نشان مي دهد. خود لباس كه فكر تعيين نمي كند. فكر تعيين مي كند؟ كارآمدي مي آورد؟ نخير. البته لباس بايد نظيف و تميز و شيك و قشنگ باشد. انسان هستيم و وقتي نگاه مي كنيم بايد زيبايي ببينيم. نبايد همه اش فشردگي و منفيات ببينيم. بايد نشاط ببينيم. طبيعت چقدر زيباست؟ انسانها چقدر زيبا هستند؟ به انسانها نگاه كنيد، هر كدام از انسانها منحصربه فرد هستند و تك تك انسانها زيبايي هاي بسيار بزرگي دارند، بدون استثنا. هم در خلقشان، هم در خُلقشان، هم در انديشه شان. هر انساني ويژگي هاي خاص خودش را دارد و همه آنها هم زيبا هستند.

سئوال: شما به فلسفه خيلي علاقه داريد، درست است؟

پاسخ: تا حدودي.

سئوال: من با يك دوستي صحبت مي كردم كه شما را از نزديك ديده بود، مي گفت وقتي با آقاي دكتر صحبت مي كنيم انگار داريم با هگل صحبت مي كنيم. به فلسفه علاقمند شديد يا از اول علاقمند بوديد؟

پاسخ: شما هم علاقمند هستيد، همه علاقمند هستند منتهي اسم آن را فلسفه نمي گذاريم. خود شما الان سوالي كه از من پرسيديد چه بود؟ آيا امكان اينكه من رئيس جمهور بشوم، هست يا نيست؟ يك موقع در ذهن شما امكان قانوني است و يك زمان امكان بيروني است. امكان قانوني كه سوال ندارد، آدم مي رود و قوانين را مطالعه مي كند اما وقتي در باره امكان بيروني می پرسید، این يك سوال فلسفي است.

سئوال: حالا چگونه مي توانم رئيس جمهور بشوم؟

پاسخ: همه مي توانند رئيس جمهور بشوند، يعني بايد بتوانند رئيس جمهور بشوند.

سئوال: بايد بتوانند؟ يعني همه نمي توانند؟

پاسخ: نخير! بالاخره بايد ويژگي هايي را در خودشان ايجاد كنند، تقويت كنند و تلاش كنند، منتهي رئيس جمهور شدن يك شرط بسيار مهم دارد و آن انتخاب مردم است.

سئوال: قبل از مردم يك انتخاب ديگر هم هست.

پاسخ: حالا يك كنترل هايي هست ولي نهايتا انتخاب مردم است كه تعيين كننده است.

سئوال: خب اگر رد صلاحيت بشويم...

پاسخ: اينها هست ديگر. اينها گرفتاري هاي جوامع بشري است.

سئوال: همين را مي گويم كه به خاطر اين رد صلاحيت، هر ويژگي خوبي داشته باشم، اگر دانشگاه استنفورد دكتري خوانده باشم، يك انسان وطن دوست باشم، بخواهم واقعا خدمت بكنم، اصلا حقوق هم نگيرم...

پاسخ: من فكر مي كنم تا زماني كه شما خودتان را آماده بكنيد، اين مشكل هم برطرف شود.

سئوال: كراوات هم؟

پاسخ: بله. تا آن زمان يا اين طرف مشكل برطرف مي شود و يا اينكه شما كراوات را برمي داريد.

سئوال: شما نويد اين را مي دهيد كه در آينده اين موضوعات حل شود؟

پاسخ: بله. جامعه دارد رشد مي كند. از پوسته دارد مي رود به مغز و محتوا و از كميت دارد مي رود به كيفيت. لباس كه ملاك چيزي نيست.

سئوال: حالا من يك سوالي فراتر از كراوات دارم. در 20 سال آينده در موضوع حجاب ما اصلاحاتي مانند عربستان خواهيم داشت كه مثلا حجاب نباشد؟

پاسخ: من فكر مي كنم كه اتفاقاتي بهتر و مهمتر از عربستان مي افتد. در جامعه عربستان يك كار خيلي كوچك آنجا خيلي گُل مي كند. مثلا زنها نمي توانستند رانندگي كنند. آیا ما اينطور هستيم و اينجا زنان نمي توانند رانندگي كنند؟ چرا، از اول رانندگي مي كردند و يعني محدوديتي براي رانندگي زنان وجود نداشته است.

سئوال: آنجا زنان مي توانند بدون حجاب رانندگي كنند ولي زنان ما اگر روسري شان بيفتد بايد به دادسرا بروند.

پاسخ: مي دانم. مي خواهم بگويم ما را با عربستان مقايسه نكنيد، اين يك عقب گرد است. با يك جايي مقايسه كنيد كه به لحاظ انساني پيشرفته تر از ماست. ساختارهاي عربستان كه تغييري نكرده است. مردم در تصميم گيري هاي آنجا چقدر مشاركت دارند؟ اصلا ايران با آنجا متفاوت است. نمي خواهم بگويم برتر هستيم، برتري را بحث نمي كنم ولي ايران حتما بايد بهتر بشود. ده یا بیست سال ديگر همه چيز عوض شده است. برنامه شما براي رئيس جمهور شدن چند ساله است؟

سئوال: برنامه من براي سال 1408 است.

پاسخ: تا آن زمان خيلي چيزها عوض شده است.

سئوال: به نحو خوب.

پاسخ: حتما. جامعه رو به تعالي است.

سئوال: نگراني هايي مخصوصا در موضوع اقتصادي وجود دارد، اينكه مي گويند فروپاشي اقتصادي، الان معنا دارد؟

پاسخ: بله معنا دارد.

سئوال: يعني مي تواند اتفاق بيفتد؟

پاسخ: بله.

سئوال: شما را نگران نمي كند؟

پاسخ: چرا.

سئوال: اتفاقي كه اكنون افتاده يك چيز عجيب و غريبي است. مثلا در بحث دلار، در زمان شما مي گفتند دلار از 1000 تومان به 3000 تومان رسيده و 3 برابر شده، الان مي بينيم كه 10 برابر شده و از كنترل هم خارج شده است. اگر فروپاشي اقتصادي اتفاق بيفتد، در سطوح ديگر چه تبعاتي دارد؟

پاسخ: ساحات سياسي، اقتصادي و فرهنگي با هم مرتبط هستند، تفكيك شده كه نيستند.

سئوال: درست است كه مي گويند همه چيز اقتصاد است؟

پاسخ: بالاخره اقتصاد مقدمه حركت انسان است. شما وقتي اقتصاد را حذف كنيد، آیا جايي براي بحث هاي ديگر باقی مي ماند؟ بالاخره هر انساني بايد زندگي اش تامين باشد تا بتواند به مسائل ديگر بيانديشد.

سئوال: قبل تر و از اول انقلاب موضوع اقتصاد جدي گرفته نمي شد.

پاسخ: چرا. دانش و توانايي ها همان مقدار بوده است، خروجي اش هم همان است. وقت مي گذاشتند، تلاش مي كردند. اينگونه نبوده كه وقت نگذارند. اگر منظورتان از جدي نگرفتن اين است كه وقت نمي گذاشتند و مثلا مي گفتند ولش كن، اينگونه نبوده است. البته الان يك مقدار ولش كن شده است.

سئوال: يعني كلا بي خيال شده اند؟

پاسخ: نمي توانم بگويم كلا بي خيال شده اند، ولي از بيرون اينگونه ديده مي شود.

سئوال: جوري صحبت مي كنند كه انگار خود رئيس جمهور هم ديگر انگيزه اي براي كار كردن ندارد. مثلا شما مي گوييد 7 صبح، صبحانه مي خورديد، الان آقاي روحاني هم اينگونه عمل مي كند؟

پاسخ: زمان رياست جمهوري متفاوت بود. بعد از رياست جمهوري 7 صبح صبحانه مي خوريم.

سئوال: يعني حتي ساعت 5 صبح مي رفتيد سركار...؟

پاسخ: آن زمان بخاطر شرايط كاري اين نظم نبود.

سئوال: حتي رهبري هم اين قضيه پركاري شما را بارها گفته بودند ولي الان گويا مسئولين خودشان هم انگيزه اي ندارند.

پاسخ: من الان واقعا نمي خواهم كارهاي دولت فعلي را ارزيابي كنم ولي در آينده اين كار را خواهم كرد.

سئوال: در آينده يعني براي كمپين تان؟

پاسخ: نخير! آينده يعني شايد 5 سال ديگر شايد يك ماه ديگر. ولي اين ارزيابي را خواهم كرد منتهي فعلا نمي خواهم وارد شوم. مردم همه قضاوت دارند، من هم يكي مانند مردم.

سئوال: چه كارهايي را بايد بكنم و چه كارهايي را نبايد بكنم؟

پاسخ: من يك توصيه به شما مي كنم. در زندگي اصل بر اين نيست كه انسان به يك منصبي برسد چون منصب كه نمي تواند هدف باشد. هدف يك انسان مي تواند رسيدن به يك منصب اجتماعي باشد؟ اين چه هدفي است؟

سئوال: خيلي ها اينگونه هستند.

پاسخ: ما به خيلي ها كاري نداريم. هدف انسان بايد اين باشد كه تلاش كند تا جامعه اش اصلاح شود، رشد و پيشرفت كند، زندگي بهتر بشود. اين مي تواند هدف باشد.

سئوال: يعني شما با اين هدف رفتيد و رئيس جمهور شديد.

پاسخ: بله. من هيچوقت به اين فكر نكردم كه بنشينم و برای ریاست جمهوری برنامه ريزي کنم.

سئوال: يعني خود به خود رئيس جمهور شديد؟ نمي شود كه!

پاسخ: بحث خود به خودي كه نيست.

سئوال: من از سال گذشته در ذهنم بوده و تلاش كردم با شما اين گفت و گو را داشته باشم و امروز اين اتفاق افتاده است.

پاسخ: فرق مي كند. اين يك تصميمي است بين من و شما. ممكن بود از اين طرف به شما جوابي داده نشود. شما تلاشتان را كرده بوديد. در مسير اين تلاش شما رشد مي كنيد. هر انساني در مسير تلاش، رشد مي كند، اما در موضوع رياست جمهوري كه من و شما تصميم گير نيستيم. جامعه هست، عوامل ديگر دخالت دارد. بعد كه شما اينجا مي آييد همه حرف ها اينجا تمام مي شود اما رياست جمهوري به خودي خود كه چيزي نيست. اينكه چه كارهايي مي خواهيد در زمان رياست جمهوري انجام بدهيد مهم است. فرض كنيد الان شما رئيس جمهور شديد، چه كارهايي مي خواهيد انجام بدهيد؟

سئوال: من مي خواهم تمام كوه هاي تهران را درخت بكارم يا مشكل ترافيك را حل مي كردم.

پاسخ: چگونه؟ الان بگوييد چگونه مشكل ترافيك را حل مي كرديد؟ مي خواهم بدانم روي اين مشكل فكر كرده اي يا آرمان توست؟

سئوال: مثلا وقتي به پاريس يا لندن نگاه مي كنيم، مي بينيم كه يك شهر مانند پاريس زير پاريس هست. حالا اين انتقاد به شما نيست چون در زمان دولت شما پل صدر و تونل و مترو اتفاق افتاد. چرا ما يك سيستم حمل و نقل در زير زمين نداريم؟ در پاريس از اين كوچه بخواهم به كوچه بعد بروم، دقيقا مي توانم يك ايستگاه مترو سوار شوم. چرا اين اتفاق نيفتاده است؟ چرا سيستم حمل و نقل اتوبوسي ما در اينهمه سال برقي نشده كه هوا بهتر شود؟ چرا ما ماشين هاي الكتريكي نداريم؟ چرا با وجود آلودگي صوتي كه در شهر داريم، موتور سيكلت هاي ما برقي نشده است؟ اگر چين را در نظر بگيريد، مي بينيد كه اينهمه تردد موتورسيكلت هست ولي كوچكترين صدايي در خيابان هايشان نيست. يك زماني تصميم گرفتند تمام موتورها برقي شود. يك رئيس جمهور نمي تواند بگويد كه از فردا تمام موتورها را از مردم با يك قيمت مي خريم و با يك وام، به آنها موتور برقي مي دهيم؟ آيا نمي شد كل كوه دماوند تهران را درختكاري بكنيم تا چند هكتار جنگل روي كوه داشته باشيم؟

پاسخ: اينهايي كه شما مي گوييد سوال است ديگر. نمي شود؟ چرا مي شود.

سئوال: پس چرا اتفاق نيفتاده است؟

پاسخ: اينكه چگونه؟ اينها جاي بحث دارد. بالاخره منابع و فرصت های شما محدود است.

سئوال: منابع مالي؟

پاسخ: چه انساني و چه مالي،‌ البته در بحث منابع مالي منظور آن چيزي است كه نقد شده.

سئوال: در حال حاضر ایران يكي از جوانترين كشورهاست كه مي گويند در آينده يكي از پيرترين كشورها مي شود. منابع مالي كشور در زمان شما كه خيلي خوب بود.

پاسخ: همه اينها را بايد باز كنيم و بحث كنيم.

سئوال: يعني منابع زمان شما خوب نبوده است؟

پاسخ: نه! من مي گويم بايد بحث كنيم، اگر خوب بوده بايد با چه چيزي مقايسه كنيم؟ كلي كه نمي شود گفت. منابع در اصل نامحدود است ولي منابعي كه بالفعل شده و در اختيار قرار گرفته و با آن می توان مديريت كرد محدود است . تمام منابع كه در اختيار رئیس جمهور نیست.

سئوال: بودجه مگر دست دولت نيست؟

پاسخ: چرا ولي بودجه چقدر است؟

سئوال: 800 ميليارد دلار.

پاسخ: 800 ميليارد دلار بودجه؟ بودجه ريالي است، دلاري نيست اصلا.

سئوال: زمان دولت شما نبوده؟ از فروش نفت؟

پاسخ: خير، اينقدر نبوده است.

سئوال: در اينترنت هم اطلاعات خيلي پراكنده است. از 600 تا 800 ميليارد دلار بوده است. بشكه اي حساب مي كنيم. مي گويند زمان رياست جمهوري شما نفت به بالاترين حد رسيد و درآمد دوره شما با كل دوران بعد از انقلاب قابل مقايسه نيست.

پاسخ: نه! متوسط فروش هر بشكه در دولت ما 78 دلار بود. در دولت فعلي 72 دلار.

سئوال: نمي شود كه! در اين دولت به بشكه اي 8 دلار رسيديم!

پاسخ: عرض کردم به طور متوسط. يعني از اول دوره تا الان. در دوره ما از اول كه 100 دلار نبود. 35 الي 40 دلار بود. بعد بالا رفت و بعد هم فروش آن پايين آمد. متوسط يعني مقدار فروش، ضرب در قيمت فروش، جمع مي كنيم و بر كل مقدار فروش تقسيم مي كنيم.

سئوال: اگر مي شود مشخص كنيد كل درآمد دولت شما از فروش نفت چقدر بوده است.

پاسخ: دولت كه اصلا دلار خرج نمي كند. مگر دولت دلار خرج مي كند؟

سئوال: ورودي فروش نفت دلار است ديگر.

پاسخ: دلار نيست. ورودي به بانك مركزي مي رود و بانك مركزي طبق قانون بودجه، به دولت ريال مي دهد. دولت ريال خرج مي كند. در طول 8 سال، ما كلا 648 هزار ميليارد تومان خرج كرديم.

سئوال: ميانگين فيمت دلار چقدر بوده است؟

پاسخ: 1000 الي 1100 تومان.

سئوال: اگر بخواهيم 1000 تومان حساب كنيم، چقدر مي شود؟

پاسخ: همه دلار كه در حساب دولت نمي آيد. ماليات و چيزهاي ديگر هم هست. ببينيد؛ بخش مهمي از بودجه درآمدهاي مالياتي است، عوارض گمركي است، فروش سهام دولت است و ... اينها هم هست. درآمدهاي ارزي تقسيم مي شود، بخش مهمي از آن به وزارت نفت برمي گردد. وزارت نفت بايد پول خرج كند تا بتواند نفت توليد كند. سرمايه گذاري دارد، يك بخشي مي رود آنجا. بخش ديگري به مناطق محروم مي رود، يك بخش ديگر آن براي بدهي هاي خارجي مي رود. اينها در قانون بودجه مشخص مي شود. اما من دو تا عدد بدهم براي اينكه مشخص بشود و دست شما بيايد. اگر مي خواهيد رئيس جمهور بشويد، اينها را بايد ياد بگيريد. اگر همينجوري يك چيزي را بگوييد، معاون وزير هم نمي گذارند بشويد چه برسد به رئيس جمهور، بايد مسلط باشيد. دولت ما در كل 8 سال 648 هزار ميليارد تومان خرج كرده است، والسلام. فكر مي كنيد دولت فعلي تا الان چقدر خرج كرده است؟ حدس مي زنيد چقدر باشد؟

سئوال: يعني درآمد دولت فعلي بيشتر بوده است؟

پاسخ: بله خيلي بيشتر بوده است.

سئوال: پس اين عدد و رقم هايي كه وجود دارد و مي گويند درآمد 8 سال دوره شما از كل درآمد دوران بعد از انقلاب بيشتر بوده، اين اشتباه است؟

پاسخ: مغلطه مي كنند ديگر. درآمد ارزي كشور را كه دولت خرج نمي كند. بخشي از آن دست دولت مي آيد. تازه ارز را به چه قيمتي بفروشيم؟ اگر دولت ما ارز را 1100 تومان مي فروخته، چقدر نصيبش مي شده؟ الان چند مي فروشند؟ 30000 تومان. يعني الان اگر يك بيست و سوم آن موقع نفت بفروشند، به اندازه آن موقع درآمد دارند. اينها را مخلوط مي كنند، حرفهاي روزنامه اي مي زنند. يك زماني به ما مي گفتند شما به اندازه تاريخ، نقدينگي درست كرديد. خب اقتصاد كه بزرگ مي شود، نقدينگي مي خواهد اما الان نقدينگي چقدر شده است؟

سئوال: چاپخانه بانك مركزي دائم دارد پول چاپ مي كند؟

پاسخ: الان كه ديگر چاپ نمي كنند، صفرهاي حساب ها را زياد مي كنند.

سئوال: يعني پول فيزيكي چاپ نمي شود؟

پاسخ: پول فيزيكي كه مهم نيست، آن جزوي از پول است.

سئوال: مي خواهم بدانم ماشين چاپ دائما در حال چاپ است؟

پاسخ: چاپي نيست، حساب ها را شارژ مي كنند ديگر. پول فيزيكي براي مبادلات است، جزو پول اصلي كشور است. پول اصلي، تمام دارايي هاست. اينكه در حساب ها چه مقدار هست، همه را جمع بزنید، سكه و ارز را جمع بزنید...

سئوال: اضافه كردن صفر راحت است؟

پاسخ: نه به اين راحتي نيست.

سئوال: الان من رئيس جمهور بشوم و بخواهم به صفرها اضافه كنم، مي توانم؟

پاسخ: بستگي دارد. من باشم چنين امكاني برايم وجود ندارد.

سئوال: براي من چطور؟

پاسخ: شما را نمي دانم! بايد مجلس و بقيه با شما همراهي كنند.

سئوال: يعني باندي اين اتفاق مي افتد؟

پاسخ: حالا من اسمش را باندي نمي گذارم ولي بقيه بايد از شما پشتيباني كنند و الا چنين امكاني قانونا براي رئيس جمهور وجود ندارد. قانون و مصوبه مجلس را مي خواهد.

سئوال: يعني الان كه نقدينگي زياد شده يا صفرها كه زياد شده يك تصميم و اراده جمعي بوده است؟

پاسخ: حتما تصميم جمعي بوده است، البته نمي توانم بگويم اراده جمعي بوده است، گاهي يك چيزي را مي نويسند و آن كسي كه تصويب مي كند متوجه نمي شود چه چيزي را تصويب كرده است. خب حدس نزدي كه چقدر دولت فعلي تاكنون خرج كرده است؟

سئوال: مي توان به آمار مركز آمار مراجعه كرد؟

پاسخ: بله. شما به چند جا مي توانيد مراجعه كنيد. يكي تفريغ بودجه ديوان محاسبات است که كل درآمد و هزينه هر سال دولت را گزارش مي كند. به مركز آمار، بانك مركزي، برنامه و بودجه مراجعه كنيد. ما 648 هزار ميليارد تومان و دولت فعلي تا الان بيش از 2800 هزار ميليارد تومان خرج كرده است!

سئوال: 4 برابر؟

پاسخ: بله.

سئوال: چرا مي گويند شما خزانه را خالي تحويل داديد؟ و كشور را بدهكار كرديد؟

پاسخ: اينها را قبلا توضيح داده ام. اينها دروغ هاي تبليغاتي است. دروغ گفتند. آقا خزانه خالي است، انبارها خالي است، بدهكار هستيم! چه زماني اين حرف ها را زدند؟ زماني كه داشتند مي رفتند مذاكره كنند. مثل اين مي ماند كه كسي به كشور شما حمله كرده باشد و شما لشكري را براي دفاع مي فرستي و بعد خودت مصاحبه مي كني و مي گويي اين لشكري كه من فرستادم فشنگ ندارند، اسلحه هايشان زنگ زده است، غذا هم به آنها نداده ايم! خب معناي آن چيست؟ بارها ما گفتيم بگوييد كجا؟ اطلاعات بدهيد، دولت به چه كسي و كجا بدهكار است؟ ولي كسي پاسخ نداد، فقط حرف هاي پراكنده زدند. ما به هيچ كس بدهي نداشتيم. اصلا معناي خزانه خالي است، چيست؟ زمان ناصرالدين شاه نيست كه خزانه يك انباري باشد كه طلا و جواهرات برود آنجا و شاه دستور بدهد كه خرج كنيد.

سئوال: يعني همه اين حرف ها عوام فريبي بود؟

پاسخ: صد در صد. خزانه يك حساب دولتي است نزد بانك مركزي. حالا يك حساب كه مي گويم، ممكن است 50 تا حساب باشد ولي حساب خزانه است، هر كدام براي يك درآمدي براي هزينه هاست. تمام درآمدها، روزانه به آن حساب ها مي رود، روزانه هم خرج مي شود. يك انباري باشد كه بعد بگويند خالي است، پس اين دولت از كجا آورده كه 2800 هزار ميليارد تومان خرج كرده است؟ درآمدي است كه به حساب دولت آمده كه بخشي از آن از محل فروش ارز است، بخشي از آن از محل استقراض است، بخشي از آن از محل فروش اموال دولتي است و بخشي هم از عوارض گمركي است. اينها به حساب مي رود و مي شود خزانه.

سئوال: ما يك كشور غني هستيم كه طلا هم زياد داريم. شما كه رئيس جمهور بوديد بالاخره خيلي جاها رفتيد و جاهاي عجيب و غريبي را ديديد. مثلا ما تونل زيرزميني داريم كه فقط براي سران مملكت باشد و در مواقع ضروري از آنجا عبور كنند؟

پاسخ: خير، نداريم. من نديده ام.

سئوال: شما نديده ايد يعني ممكن است وجود داشته باشد؟

پاسخ: نه! مي خواهم بگويم من براي اولين بار است كه از شما چنين چيزهايي را مي شنوم. اين ها داستان است. موضوع اصلی، نابلدي در اداره كشور است. موضوع تونل نيست. تونل باشد يا نباشد چه ارزشي دارد؟

سئوال: قضيه آن زيرزميني كه ما در آن خيلي طلا داريم چيست؟

پاسخ: زير زمين نيست. ما يك خزانه بانك مركزي داريم كه خزانه طلا و جواهرات ملي است. هدايا يا همان درياي نور و كوه نوري كه بردند، كالاها و كشفيات ارزشمند به آنجا مي رود و مانند موزه است. يك جاي ديگري هم داريم كه طلاهاي بانك مركزي نگهداري مي شود. بانك مركزي بخشي از دارايي اش را بصورت شمش طلا نگهداري مي كند براي اينكه ارزش پولش پايين نيايد. اينجا حتما حفاظت خيلي بالايي دارد. وقتي كه ما به دولت فعلي تحويل داديم، نزديك به 600 تن طلا بود.

سئوال: جوري حرف زدند كه انگار تريلي تريلي طلا را برديد. اصلا امكان اين كار وجود دارد؟ بايد از خيلي لايه ها رد شوند.

پاسخ: خير! چنين امكاني وجود ندارد. بانك مركزي شوراي نظارت دارد. البته بانك مركزي مي تواند اين طلاها را بفروشد و تبديل كند. يك ذخاير ديگري هم بانك مركزي دارد كه اسمش ذخاير بانك مركزي است اما انبار نيست، حساب بانكي است. بانك مركزي در بانك هاي دنيا، حساب هايي دارد كه منابع ارزي اش را آنجا نگهداري مي كند.

سئوال: مثلا در سوئيس؟

پاسخ: در كشورهاي مختلف.

سئوال: يعني بانك مركزي ايران در بانك هاي دنيا حساب دارد؟

پاسخ: بله در خيلي جاها. پول هاي ارزي اش را آنجا نگه می دارد و از همانجا هم خرج مي كند.

سئوال: احتمال دارد كه ارزهاي ديجيتال هم داشته باشد؟

پاسخ: فكر نمي كنم بانك مركزي داشته باشد.

سئوال: يعني قانون داخلي مي خواهد؟

پاسخ: بله.

سئوال: اگر اين قانون تصويب شود مردم هم متوجه مي شوند؟

پاسخ: مذاكرات مجلس بايد علني باشد و بعد هم در روزنامه رسمي چاپ شود كه مردم مطلع شوند.

سئوال: اين تصميمي است كه فكر نمي كنم اصلا به گوش مردم برسد. الان مي گويند خيلي از وزارتخانه ها دارند بيت كوين استخراج مي كنند، يعني بخاطر امكانات و برقي كه دارند مي توانند بيت كوين استخراج مي كنند. اصلا نظر شما درباره ارز ديجيتال چيست؟

پاسخ: بحث قبلي تمام شد؟ آن ها را ياد گرفتيد؟ الان اگر بخواهيد رئيس جمهور بشويد مشكلي نيست؟ اينگونه مي خواهيد رئيس جمهور بشويد؟ بايد كار كنيد.

سئوال: من رئيس جمهور بهتري مي شوم يا فردي كه الان هست؟

پاسخ: شما حتما بهتر مي شويد چون جوان هستيد. اصلا سطح نسل شما با ما فرق مي كند. كاملا متفاوتيد، هم به لحاظ توانايي ها و هم به لحاظ اكتسابات. دايره دانش و اطلاعات و توانمندي هاي شما خيلي بيشتر است. شما داريد در دنياي ديجيتال زندگي مي كنيد فرق مي كند با كساني كه با تلفن هندلي كار مي كردند. تحصيلات شما، مدرسه و دانشگاهي كه مي رويد، فضاي اجتماعي شما متفاوت است. يك فضاي مجازي در مقابل شماست كه بي نهايت است. حتما سطح كار شما بالاتر خواهد بود منتهي بايد يك اصولي را رعايت كنيد. اگر آن اصول را رعايت كنيد حتما موفق مي شويد.

سئوال: من متوجه نشدم كه كليد آن صندوقي كه پر از طلاست كجاست. فرموديد با 600 تن طلا تحويل داديد؟

پاسخ: بله نزديك به 600 تن طلا بود. كليد آن نزد بانك مركزي است.

سئوال: الان تحليل رفته يا بيشتر شده؟

پاسخ: بايد گزارش های آن را منتشر كنند.

سئوال: يعني آمار را منتشر نكرده اند؟

پاسخ: برخي از اطلاعات نبايد منتشر شود و فقط براي مسئولين كشور بايد منتشر شود اما برخي ديگر بايد عمومي منتشر شود يعني هر سال كه مجمع عمومي بانك مركزي برگزار مي شود، ترازنامه آن بايد منتشر شود تا مردم در جريان قرار بگيرند. چه مقدار دارد، چقدر خرج كرده اند، چقدر قرض داده اند يا قرض گرفته اند، چقدر ارزي و چقدر ريالي دارد يا چقدر طلا دارند. اينها را بايد هر سال اعلام كنند.

سئوال: برداشت شما چيست؟ فكر مي كنيد ذخاير زمان شما بيشتر بود يا الان؟

پاسخ: بنظرم الان خيلي كاهش پيدا كرده است.

سئوال: يعني هم طلا و هم ذخيره ارزي؟

پاسخ: بله.

سئوال: پس ذخيره ارزي را شما خالي تحويل نداديد؟

پاسخ: ذخيره ارزي 130 ميليارد دلار بود.

سئوال: وقتي شما تحويل داديد 130 ميليارد دلار بود. شامل حساب هاي خارج از كشور و داخل كشور؟

پاسخ: در داخل كه ارز نگهداري نمي كنند. همه اش خارج از كشور بود.

سئوال: تحريم ها و بدعهدي ها باعث نمي شود كه مثلا پول هاي ما را آنجا بخورند؟

پاسخ: بالاخره محدود كردند. زمان ما هم محدود كردند.

سئوال: يعني الان ذخايري هست كه نمي توانيم به آنها دست بزنيم؟

پاسخ: نمي توانند بخورند. در همين حد است كه بروند در يك دادگاه و حكمي صادر كنند و يك مقدار از آن را بردارند.

سئوال: مرتب دارند حكم صادر مي كنند!

پاسخ: نه مرتب حكم صادر نشده، يك مورد بيشتر نبوده است.

سئوال: كدام مورد را مي فرماييد؟

پاسخ: دو سه سال قبل يك مورد اعلام شد كه اعتراض كرديم.

سئوال: در مورد 11 سپتامبر هم حكمي عليه ما صادر شده است.

پاسخ: ممكن است ولي تا زماني كه بخواهد اجرايي شود زمان مي برد، به اين سادگي نيست.

سئوال: ولي منابع ما در ريسك است وقتي خارج از كشور باشد.

پاسخ: نه ببينيد رقم هاي اين ها در برابر آن منابعي كه ما گذاشتيم، رقم درشتي نيست گرچه ما بايد از يك دلار آن هم محافظت كنيم.

سئوال: ولي پول ما را نمي دهند. مثلا كره جنوبي الان پول ما را نمي دهد!

پاسخ: بله. بالاخره يك مقدار به ديپلماسي هم برمي گردد.

سئوال: يعني ديپلماسي اين دولت ضعيف بوده است؟

پاسخ: نظر خود شما چيست؟

سئوال: من اصلا باورم نمي شود كه آقاي ظريف از اوج محبوبيت به جايي رسيده است كه الان كسي او را قبول ندارد. يعني مي گفتند ديپلماسي آقاي روحاني در دور اول اينقدر عالي بود، اينقدر تعامل كرديم ولي الان جوري است كه انگار ایران با همه كشورها قهر است و دائم دارد به او ظلم مي شود. منابعش را به راحتي بلوكه مي كنند و حتي با همسايگان هم در حال حاضر مراوده آنچنانی وجود ندارد و اصلا ديپلماسي وجود ندارد.

پاسخ: من هم نظر مردم را دارم.

سئوال: پس اين اتفاق نمي افتد كه پول ما را بخورند؟

پاسخ: نه! به اين سادگي نيست كه بخورند. اينجا ايران است. منتهي از اين كارها مي كنند يعني مي روند در يك دادگاهي حكم مي گيرند ولي تا بخواهد عملياتي بشود مراحل متعددي را بايد پشت سر بگذارد.

سئوال: در آمريكا هم از اين حساب ها داريم؟

پاسخ: در آمريكا نه. ما از قبل از انقلاب از آمريكا طلب هايي داشتيم، سفارشات سلاح و چيزهاي ديگر داده شده بود كه وقتي انقلاب شد، متوقف شد كه بعد، قرارداد الجزایر را بستند. همين تيمي كه قرارداد برجام را بست. متاسفانه قراداد الجزاير را هم بستند كه در آن هم چيزي گير ما نيامد و بيشتر بدهكار شديم.

سئوال: در برجام اينكه ترامپ مي گفت پول زيادي حدود 100 ميليارد دلار با هواپيما به ايران آوردند، درست نيست؟

پاسخ: اصلا امكان ندارد. مي دانيد حجم يك ميليارد دلار چقدر مي شود؟ حالا تصور كنيد 100 ميليارد دلار چقدر مي شود. چگونه؟

سئوال: يك بوئينگ مي تواند بياورد.

پاسخ: نه اصلا نمي تواند. يك بوئينگ حداكثر 50 تن مي آورد. چطور شما اين حرف را مي زنيد؟ هر يك ميليارد، نصف يك تريلي است. اينگونه نيست.

سئوال: خب 50 تا تريلي در يك بوئينگ جا مي شود.

پاسخ: 50 تا تريلي در یک بوئينگ؟ نه نمي شود! ضمن اينكه اصلا اينگونه نبوده است. حرفي كه آقاي ترامپ مي زند اين است؛ او مي گويد اوباما اجازه داد ذخاير ارزي را دولت خرج كند. ذخاير ارزي كه ما گذاشته بوديم. اين را مي گويد. او مي گويد شما راه را باز كرديد، انگار از كيسه پدرشان داده اند!

سئوال: خود ترامپ بارها گفته است با هواپيما پول نقد (cash money) بردند و به ایران دادند.

پاسخ: آن چیزی که شما می گویید یک و شش دهم یا يك و هفت دهم میلیارد دلار بوده و اصلا حساب آن جداست. يك پولي بوده كه بلوكه شده بود.

سئوال: یعنی پول نقد (cash money) عودت دادند؟

پاسخ: كش (cash money) كه دائم وارد ايران مي شود. سالي 8-7 ميليارد دلار خرج كش ماست. اينكه در صرافي ها و بانك ها برای مسافرت ها مي دهند.

سئوال: يعني از منابع خودمان مي گوييم به ما كش (cash money) بدهيد.

پاسخ: احسنت. ما آنجا پول داريم، مي گوييم اين مقدار به ما نقد بدهيد.

سئوال: نقل و انتقال آن چگونه است؟

پاسخ: با هواپيما. اصلا يك شبكه است. غير از شبكه رسمي خود آمريكا، يك شبكه دومي هم در جهان وجود دارد كه خيلي از مقامات كشورها در آن شريك هستند. اينها دلار توزيع مي كنند. درصد مي گيرند، كش (cash money) مي آورند مي دهند. شما يك چك مي دهي از يك حساب در بانك، برمي دارند و كش (cash money) تحويل مي دهند.

سئوال: مي گويند مجمع تشخيص مصلحت نظام به جايي تبديل شده كه هر كسي را كه مي خواهند به او بگويند خداحافظ، مي فرستند آنجا. آیا اينگونه است يا آنکه واقعا تاثيرگذار است و تصميمات مهمي در آنجا اتخاذ مي شود؟

پاسخ: بنظرم نام مجمع تشخيص چندان اسم با مسمايي نيست و مطلب را نمي رساند. در تصور عموم اين است كه اعضا مي نشينند و راجع به مسائل كشور بحث مي كنند اما اينگونه نيست. مجمع تشخيص دو كار اصلي دارد. كار اول و مهمترين كارش اين است كه اگر شوراي نگهبان یک قانون مجلس را رد كند و بگويد اين قانون را قبول ندارم زیرا مخالف قانون اساسي و شرع است و در مقابل، مجلس بر درستی قانون اصرار كند و آن را به نفع مردم بداند، آن قانون به مجمع تشخيص مي رود و در آنجا يا به نفع یک طرف راي مي دهد و يا اينكه وسط كار را مي گيرد. مجمع تشخيص در واقع اختلاف بين شوراي نگهبان و مجلس را رفع مي كند. 70-60 درصد آن هم راجع به معاضدت ها و همکاری های قضايي و وام هاي خارجي است. اين يك ماموريت مجمع است. دوم؛ سياست هاي كلان است که دفتر رهبري تنظيم مي كند و بعد به مجمع ميفرستد. مجمع هم بحث مي كند، نظر مشورتي اش را مي دهد. اينگونه نيست كه ما هر روز آنجا بنشينيم كه اگر اقتصاد خراب شد ما در باره آن تصمیم بگیریم!

سئوال: من مي خواهم بگويم چرا هر كس از هر جايي بركنار مي شود یا دوره اش تمام می شود، او را به آنجا ميفرستند؟

پاسخ: من بي تقصير هستم. الان چه بايد بگويم؟

سئوال: مي خواهم بپرسم اين ذهنيتي كه ايجاد شده غلط است؟

پاسخ: اصلا نمي شود گفت غلط است يا درست. ذهنيت است ديگر. از آنجا تاكنون چند نفر كانديدای رياست جمهوري شده اند.

سئوال: چگونه است كه شما هم در مجمع هستید و مصلحت نظام را تشخيص مي دهيد و از آن طرف رد صلاحيت مي شويد!؟ اينها خيلي در تضاد با هم هستند!

پاسخ: باز هم من بي تقصير هستم.

سئوال: چگونه اتفاق افتاد؟ مگر چنين چيزي ممكن است؟

پاسخ: حالا كه شده است!

سئوال: درست است كه مي گويند سياست پدر و مادر ندارد؟

پاسخ: كدام سياست؟

سئوال: كلا سياست...

پاسخ: خير!

سئوال: يعني سياست شرافتمندانه داريم؟

پاسخ: بله. سياست يعني چه؟ سياست يعني تدبير و مديريت. شما براي زندگي خودتان سياست داريد يا نداريد؟ شما كه تصميم گرفتيد بياييد اينجا با من گفت و گو كنيد، برنامه ريزي كرده ايد يا نه؟ همين طوري گفتيد برويم ببينيم چه مي شود؟ يا برنامه ريزي كرديد؟ اسم اين برنامه ريزي چيست؟ اصلا اسم سياست، تدبير و مديريت است. حالا در سطح اجتماع هم ما نيازمند تدبير و مديريت هستيم. متاسفانه مديريت جامعه، به دعوا بر سر برای قدرت تبديل شده است. اين بد است. آنجاست كه پدرسوخته بازي و كلك و دروغ وارد شده است. اين چيز بدي است. ولي الان اگر شما رئيس جمهور شديد، بايد به مردم راست بگوييد يا دروغ بگوييد؟

سئوال: بايد ببينيم مصلحت چيست!

پاسخ: مصلحت چه است؟! آیا در دروغ مصلحت مي تواند وجود داشته باشد؟

سئوال: مثلا مي شود حقيقت را نگفت.

پاسخ: نه من مي گويم دروغ! نه اينكه حقيقت را نگوييم. يك زمانی اطلاعاتي وجود دارد كه امروز نبايد افشا شود چون به ضرر امنيت ملي است اما نبايد خلافش را به مردم بگوييد. دروغ گفتن يك بحث ديگري است.

سئوال: يعني شما تا به حال در عرصه سياست دروغ نگفته ايد؟

پاسخ: خير!

سئوال: يك دروغ هم نگفتيد؟

پاسخ: خير!

سئوال: حتي دروغي كه به نفع مردم باشد؟

پاسخ: اصلا دروغ نمي تواند نفعي داشته باشد. در كار خلاف كه نفعي وجود ندارد، خلاف است ديگر. كار زشت، همیشه زشت است.

سئوال: تصميم بيرحمانه اي گرفتيد؟

پاسخ: خير! بي رحمانه يعني چه؟

سئوال: مثلا اينكه فلاني بايد كشته شود؟

پاسخ: خير! مگر رئيس جمهور مي تواند راجع به مرگ افراد تصميمي بگيرد؟

سئوال: خيلي از آدمها يك مقدار قدرت داشته باشند، اين كار را مي كنند.

پاسخ: این خيلي بد است، سياست فاسد همان است.

سئوال: ما رئيس جمهوري داشته ايم كه چنين كارهايي كرده باشد؟ دروغ گفته باشد يا دستور قتل داده باشد؟

پاسخ: رئيس جمهور نمي تواند دستور قتل بدهد.

سئوال: اصلا تا به حال به كسي گوشمالي داده ايد؟ مثلا بگوييد فلاني نبايد اين كار را مي كرد و يك اخطار و تذكر به او بدهيد؟

پاسخ: وقتي قدرت اصالت پيدا مي كند، براي حفظش همه كار مي كنند. الان دنيا را ببينيد. فريبكاري مي كنند، دروغ مي گويند، تخريب مي كنند تا طرف مقابل را بكوبند و خودشان رئيس بشوند. من اين را قبول ندارم. از اين دعواها چيزي به نفع مردم بيرون نمي آيد.

سئوال: يعني تمام چيزهايي كه شما در مناظره هاي انتخاباتي گفتيد، تمامش بر اساس واقعيت بود؟

پاسخ: بله. اعلام كردم، نشان دادم.

سئوال: در 8 سال رياست جمهوري، هيچ تصميم بدی نگرفتید و کسی را گوشمالي نداديد؟

پاسخ: گوشمالي با تصميم بد فرق مي كند. ممكن است براساس اطلاعاتي كه به شما رسيده بگوييد اين مدرسه را اينجا بسازید، بعد مي بينيد اطلاعات ناقص بوده است. اين با گوشمالي دادن و ظلم كردن فرق مي كند. ممكن است در اداره جامعه، وقتی شما منابع را كه تخصيص مي دهيد، يك منطقه بخاطر ساختارهايي كه هست مقداري بيشتر سهم ببرد. اسم اين گوشمالي نيست.

سئوال: مسائل شخصي...

پاسخ: اصلا! كلا هر كس را که هر چه به من گفت، بخشیدم.

سئوال: شما اصلا اهل شكايت كردن هستيد؟

پاسخ: شكايت از كجا؟ جايي كه ببينم كشور به خطر مي افتد.

سئوال: كشور نه، در مورد مسائل شخصي؟ اگر كسي شما را اذيت كند، شكايت مي كنيد؟

پاسخ: نه، تا كنون كه نكردم.

سئوال: اگر خداي ناكرده كسي سنگي به سر شما بزند.

پاسخ: تا حالا كه كسي نزده، الحمدلله مردم به ما لطف دارند. يك زمانی يك نفر كاري مي كند كه آن را تبديل به هنجار اجتماعي بكند، آنجا شما بايد در دفاع از حقوق جامعه جلويش بايستيد. اما يك زماني صدمه اش صرفا به شخص شماست...

سئوال: اگر به منصب و مقام شما لطمه اي وارد شود چه؟

پاسخ: اگر به جايگاه شما توهين كنند، دارند به مردم مي زنند چون آن جايگاه بايد قوي باشد تا بتواند خدمت كند. اگر با خود شما دعوا داشته باشند این زیاد مهم نيست. خیلی حرفها را زده اند و ما هم چيزي نگفتيم اما معنايش اين نيست كه كسي فردا سوء استفاده كند. ما فقط اگر ببينيم كه با یک روشی مي خواهند ضربه اي به ملت بزنند، يا مي خواهند دهاني را ببندند و كساني را خراب كنند تا بتوانند ضربه بزنند، طبيعي است كه آنجا ما بايد اقدام كنيم.

سئوال: يك چيزي كه من امروز و روزهاي قبل اينجا ديدم درمورد بچه هاي دفتر اينجاست. آنها خيلي شما را دوست دارند يعني من هنوز هم اين را نفهميدم و دارم بررسي مي كنم كه آيا واقعا شما را اينقدر دوست دارند يا این هم جزوي از كار است يا به اصطلاح خودمان دارند فيلم بازي مي كنند!؟

پاسخ: سابقه شان را ببينيد شايد يك دوره هنر پيشگي ديده اند! ما هم آنها را دوست داريم. زندگي ما همين است ديگر. من هم همه را دوست دارم. هم بچه هاي دفتر و هم آنهایی را که دیده ام و هم كساني را كه نديده ام.

سئوال: من جاهاي ديگري هم رفته ام و ديده ام كه چگونه است. با تك تك بچه هاي دفتر كه صحبت كردم متوجه شدم كه يك جور علاقه قلبي به شما دارند.

پاسخ: روابط در اينجا، اداری نيست.

سئوال: يك چيز عجيبي است كه من دارم مي بينم!

پاسخ: جدا؟

سئوال: بله.

پاسخ: براي ما عادي است.

سئوال: من حتي به صورت جداگانه هم با بچه هاي اينجا صحبت كردم و کسی هم نبوده ولی آن حس قلبی را متوجه می شوم. مي خواهم بدانم اين علاقه چگونه ايجاد شده است؟

پاسخ: این یک امر دو طرفه است. به شما يك توصيه مي كنم. اگر مي خواهيد رئيس جمهور بشويد، از همين امروز دائما در دلتان عشق مردم را تقويت كنید. عشق مردم كه مي گوييم عام است. تقسيم بندي نكنيم. ممکن است در عرصه سياسي، ببینید كسي هست كه دارد به كشور ضربه مي زند، شما به گوشش هم مي زنيد اما معنايش اين نيست كه دوستش نداريد. مثل يك پدر كه ممكن است بچه اش را تنبيه هم بكند "دست نزن آتش است" می زند پشت دستش. اينكه پشت دست او مي زند از موضع دلسوزي است چون دوستش دارد مي زند. همه عالم را بايد دوست داشته باشيم. انسانها در راس، بقيه موجودات را هم بايد دوست داشته باشيم، درخت و طبيعت و كوه و جنگل و ... . انسان براي محبت خلق شده است. اگر زماني حس كرديد كه همه را دوست داريد، بين خودت و خدا و وجدان خودتان، بدانید كه اتفاقات خوبی در زندگي تان مي افتد.

نظرات

اخبار مرتبط