1399/05/18-17:22

دغدغه اول، اقتدار و عظمت ایران

دغدغه اول، اقتدار و عظمت ایران

شهرام ترابی

دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق کماکان روی عدالت محوری و پاک دستی و کارآمدی دولت، به عنوان عوامل برقرار کننده عدالت تاکید می ورزند. بله این عوامل می تواند در بهبود وضعیت عدالت و مساوات کمک دهنده باشد اما کافی نیست. «عدم وجود عدالت» خودش یک معلول است. تا علت اصلی شناخته نشود و با آن مبارزه نشود این بی عدالتی باقی خواهد ماند. علت اصلی اقتصاد سرمایه داری است. ما چه جور سرمایه داری هایی می توانیم داشته باشیم؟ اقتصاد سرمایه داری رایج از نظرات سودمندگرایان ناشی شده است که بر همه اقتصادهای فعلی غربی در جهان حاکم است. در این نوع اقتصاد فرض می شود که اگر هر فرد یا فعال اقتصادی به فکر سود و منفعت خود باشد این در نهایت به سود و منفعت کل کشور و افزایش ثروت ملی منجر می شود. بعد برای جا اندازی این شیوه گفته اند که چنین ثروتی موجبات رفاه و آسایش کل احاد جامعه را به همراه دارد. در عمل اقتصاد سودمندگرایان نشان داده است که به ثروت اندوزی می انجامد اما این ثروت اندوزی فقط به نفع یک عده خاص است. الان آثار این اقتصاد را در کشورهای اروپایی و ایالات متحده می بینیم. یک عده 5 درصدی از این اقتصاد منتفع شده اند و 95 درصد مردم از ثروت و رفاه بی نصیب مانده اند. مساله به همین جا ختم نمی شود اقتصاد سرمایه داری تضمینی برای رفاه و خوشبختی مردمان خودش ایجاد نکرده است. سرمایه ها به دنبال منافع خود از کشور اصلی به کشورهای دیگر رفته اند و موجبات بیکاری و تعطیلی کارخانجات و برهم خوردن و تضعیف اقتصاد دولت خود سرمایه گذار را فراهم کرده اند. در مقابل چنین سرمایه گذاری که سرمایه گذار تنها به دنبال سود و منفعت خود است نوع های دیگر سرمایه گذاری را هم باید در نظر آورد. الان در خود آمریکا که مظهر سرمایه گذاری کاپیتالیستی است نقص این کار رو شده است و آقای ترامپ سعی دارد نوع اقتصاد دیگری را جا بیندازد. با همه ساز و کارهایی هم که به آن نوع سرمایه گذاری پیشین کمک می داده است از جمله با سازمان تجارت جهانی ، با همکاریهای آزاد سرمایه گذاری به مخالفت برخاسته است میخواهد نظم نوین و اقتصاد سرمایه گذاری متفاوتی را پیش گیرد. باز اقتصاد سودمندگرایان مبنی بر افزایش ثروت ملی به این افزایش هم نه انجامیده است.  یعنی کشورهای سرمایه داری در اروپا هر یک یکی چند صد میلیارد بدهی دارند و ایالات متحده با بیش از سی تریلیون دلار از بدهکار ترین کشورهاست. کشور که نمی تواند هم صاحب ثروت ملی باشد و هم جزو بدهکارترین کشورها باشد و هم برای معضلی که این سرمایه گذاری در کشورش پیش آورده است هیچ راه حلی به نظرش نرسد. این ماحصل اقتصاد و سرمایه گذاری فعلی حاکم بر عالم است.

در ایران به اقتباس از این شیوه سرمایه گذاری عمل شده است. با این تفاوت که در ایران دامنه ضرر و زیان این سرمایه گذاری بیشتر از دیگر کشورهاست. برای افزایش تولید به سرمایه نیاز است. مدتها این سرمایه را قیمت بالای نفت تامین می کرد و حالا افزایش تولید به ایجاد درآمد و سرمایه برای کشور کمک می دهد. اما این سرمایه ها به جیب عده خاصی می رود و اغلب از کشور خارج می شود. درآمدهای ما هر چقدر باشد و از هر کجا باشد اینها کانالیزه شده و به جیب عده خاصی می رود. این یک سرمایه گذاری کاپیتالیستی که نیست هیچ ، یک سرمایه گذاری فاسد است. این هر تلاشی هم که به عمل آید سودی عاید کشور نمی کند و به تولید و توان و قدرت کشور نمی افزاید. بلکه عواقبی دارد که می تواند خطراتی را برای کشور پیش آورد.

در چین سرمایه داری یک سرمایه داری ملی است. سرمایه داری است که به نفع مردم است. از بهبود وضعیت اقتصادی همه مردم چین بهره مند هستند و آن را حس می کنند. این اقتصاد در پی افزایش قدرت ملی است. این اقتصاد یک اقتصاد سرمایه داری ملی است. همه درآمدها و سرمایه ها در خود چین سرمایه گذاری می شود. فساد و اختلاس و فرار سرمایه ای در کار نیست. در چین هم سرمایه داران و شرکت های بزرگ مالی و تولیدی وجود دارند اما متفاوت هستند ، همه به نفع منافع ملی ، امنیت ملی و مصالح کشور کار می کنند.

ما در ایران چه صحبت از «سرمایه گذاری اسلامی» بکنیم و چه «ملی» می تواند خیلی در وضعیت کشور تفاوت ایجاد کند. چندان هم با هم فرقی ندارند. سرمایه داری در ایران باید اسلامی‌ملی باشد. یعنی برای تامین اقتدار و عظمت اسلام و ایران مصروف شود. این اندازه که دنبال کسب درآمد نفت یا افزایش درآمد شرکت های پالایشگاهی و شیمیایی هستیم، یا دنبال سرمایه دارها و کارآفرینان بخش خصوصی صادر کننده محصولات هستیم ، تا تکلیف اینکار که ثروت و دارایی و سرمایه خود را به ایران برنگردانند و در ایران مصرف نکنند فایده ای نخواهد کرد. الان سالهاست که منابع ثروتی این کشور در حال خارج شدن از کشور بوده است. در بانک های خارج ذخیره شده است یا در گاو صندوق های خانگی احتکار شده است. نه سرمایه داری اسلامی و نه سرمایه داری ملی چنین اجازه ای را نمی دهد. ثروت باید بیاید وارد چرخه اقتصاد بشود و به تولید و سرمایه داری کمک دهد اما به شیوه سرمایه داری اسلامی و ملی ـــ برای اقتدار و عظمت اسلام و میهن. سرمایه داری اسلامی و ملی در عین حال با خود عدالت را هم به همراه می آورد چرا که هدف آن باید اقتدار و عظمت کشور و رفاه و آسایش مردمان کشور باشد.

اینکه قواعدی وضع شود که جلوی اینکار گرفته شود تکافو نمی کند. ذهنیت مقامات کشور و به تبع آن ذهنیت فعالان اقتصادی باید تغییر کند. باید قانع شود که شرایط کشور ایجاب می کند به جای یک سرمایه داری کاپیتالیستی آنهم از نوع فاسد باید به یک سرمایه داری اسلامی و ملی روی آورند. این دو به هم گره خورده است. سرمایه داری اسلامی و ملی و اقتدار کشور. با سرمایه داری کاپیتالیستی نوع غربی چیزی عاید این کشور نمی شود. باید سرمایه داری اسلامی و ملی را جایگزین آن ساخت. نه تنها باید از خروج سرمایه های کشور به خارج جلوگیری کرد بلکه باید قوانینی وضع کرد که هر کس سرمایه را به خارج منتقل کرده است آن را به کشور برگرداند و آنها که سرمایه هایی را در گاو صندوق های خانگی احتکار کرده اند آنها را ، نه از روی اجبار بلکه ، از روی عشق و علاقه اسلامی و میهنی وارد کار کنند کمک دهند تولیدی که این اندازه مورد نظر و تاکید رهبری است افزایش یابد و مطمئن باشند که این نوع سرمایه گذاری ـ اسلامی ملی ـ بیشتر از آن سرمایه گذاری به آنها سود و منفعت خواهد رساند. تغییر سیستم سرمایه گذاری از سرمایه گذاری کاپیتالیستی غربی به سرمایه گذاری اسلامی و ملی موجبات تقویت و اقتدار کشور را فراهم می آورد. ایران در حد خودش در این منطقه می تواند به کشوری همانند چین مبدل شود. چین که به زودی به خاطر همین اختلاف شکلی چه از نظر وحدت ملی و چه از نظر نوع اقتصاد و سرمایه داری بر آمریکا پیشی خواهد گرفت و به قدرت درجه اول جهان تبدیل می شود. حقش هم هست. درست تر عمل می کنند. خود را درگیر رقابت های مسخره دموکراسی احزاب دموکرات و جمهوریخواه نکرده اند. رهبری دارند که برای خودش رهبر است. کار را به اختلاف و دو دسته گی مردمان و بر بی اطلاعی مردمان از مسایل سیاسی و اقتصادی واگذار نکرده اند. گول دموکراسی فلج کننده و دروغگویی را که وعده پیشرفت و برابری و آزادی و مساوات را می‌دهد نخورده اند. نظام خود را دارند ، و به عوض وعده و وعید، در عمل به نفع اقتدار کشور و اجرای عدالت در کشور عمل می کنند.

جمهوری اسلامی ایران نه تنها می باید به همکاریهای استراتژیک خود با چین بیفزاید بلکه باید چین را الگوی اقتصاد و سرمایه داری خود قرار دهد. یک چنین توفیقاتی به مردانی نیاز دارد که عاشق دموکراسی امریکا و اروپا نباشند. گول ظاهر وعده های دروغین را نخورند. راهی را که به خیر و صلاح کشور است پی بگیرند. هی شعارهای سیاسی و اقتصادی دولت‌های ورشکسته و نظریات ورشکسته سیاسی و اقتصادی را تکرار نکنند. اقتصاد و سرمایه داری دموکراسی هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی چیزی ورشکسته و در حال اضمحلال است. مردانی که برای این کار لازم هستند علاوه بر اینکه نباید تابع غرب باشند بلکه باید افرادی محکم قوی و با عزم راسخ باشند که قدرت وضع قوانین و اجرای قوانینی را داشته باشند که هر پولی که توسط سرمایه دار ها و هر کس ، دزدها و اختلاس گران به بیرون از این کشور فرستاده شده است را به کشور برگردانند و در راه بهبود وضعیت فعلی و پیشرفت بهتر و سریعتر کشور به کار گیرند. دغدغه اول کشور نباید مبارزه با کرونا باشد. کرونا باشد یا نباشد ما باید دنبال اقتدار و عظمت اسلامی و ایرانی خودمان باشیم.

نظرات

اخبار مرتبط