1404/11/27-19:30

دزد جوانمردی!

دولت بهار/ علی‌اکبر جوانفکر: اسب سواری، مرد افلیجی را بر سر راه خود دید که از او کمک می‌خواست.

اسب سوار دلش به رحم آمد، از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و بر روی اسب نشاند تا به مقصد برساند!

مرد افلیج که اکنون خود را سوار بر اسب می‌دید دهنه‌ی اسب را به دست گرفت و آن را هی کرد و گفت:«اسب را بردم ...» و با اسب گریخت!

پیش از آنکه دور شود، صاحب اسب فرياد زد: «تو تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو؛ اما به حرفهايم گوش کن»

مرد افلیج اسب را نگه داشت، صاحب اسب گفت: «هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آورده‌ای، می‌ترسم که دیگر هیچ سواری به پیاده‌ای رحم نکند!»

اين حکایت، حکایت روزگار ماست!

به قدرتمندان و ثروت اندوزان و کاخ‌نشینان بگویید: «شما که با جلب اعتماد مردمان مستمند و ستمدیده و …؛ اسب قدرت بدستتان افتاده، بدانید که فقط اسب قدرت را نبرده‌اید، بلکه ایمان، اعتماد، اعتقاد و نان سفره‌مان را هم برده‌اید... فقط به کسی نگوئید چگونه پا بر گرده و دوش مردم گذاشتید و سوار اسب قدرت شدید!»

افسوس... که دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!

* بازنشر از «کلیله و دمنه»

نظرات

اپلیکیشن دولت بهار دسترسی ساده تر و اطلاع از اخبار مهم
نصب