رضا ریاحیان روز دوشنبه در گفتوگو با ایرنا افزود: در اواخر دوران اشکانیان، قومی به نام کوشانیان در منطقه شرقی سرزمین ایران شکل میگیرد که داعیه پادشاهی داشتند و با ساسانیان در جنگ و کشمکش بودند، سه سازه ساسانی در بم و شهر امروزی کرمان بهعنوان هسته مرکزی مقابله با کوشانیان ایفای نقش میکردند.
وی با بیان اینکه هر سه این سازهها در دوران ساسانی شکل گرفته و اوج رونق آن هم مربوط به همان دوران بوده است، در پاسخ به این پرسش خبرنگار ایرنا که در معماری و طراحی این دژهای دفاعی چه وجوه مشترکی وجود دارد؟ گفت: هر سه این سازهها برج و بارو دارند و قسمت حاکمنشین آن بر بلندای صخره واقع شده است.
این دکترای باستانشناسی تصریح کرد: ارگ بم و قلعهدختر و قلعهاردشیر نمادهایی از توان دفاعی و مقاومت سرزمین ایران هستند.
پایداری به رسم ارگ ۶ هزار ساله
ارگ بم دژی مستحکم است که در طول قرنها، بارها سپاه فاتحان و فروپاشیدگان را به خود دیده است. از مهاجمان مغول گرفته تا اعراب، همه و همه در برابر حصارهای بلندش یا زانو زدند یا برای تصاحبش خونها ریختند. این ارگ شکوهمند که قدمت آن براساس یافتههای پس از زلزله دیماه ۸۲ به ۶ هزار سال قبل میرسد، در برابر همه حوادث و جنگها استوار مانده و امروز به نمادی بدل شده از پایداری و مقاومت مردم و سرزمین ایران. این بنای تاریخی از سوی سازمان یونسکو ثبتجهانی شده است.
قلعههای ۲۵۰۰ ساله
در شرق شهر امروزی کرمان بر روی صخرهای طبیعی، بقایای قلعهدختر و قلعهاردشیر هنوز خودنمایی میکند. براساس آنچه که از منابع تاریخی استنتاج میشود قلعهدختر که به نام قلعه کهنه از آن یاد شده در زمان اشکانیان و قلعهادشیر در زمان ساسانیان احداث شده است.
این ۲ قلعه که کارکرد نظامی داشتهاند بسیار مرتفع هستند به گونهای که بلندترین نقطه قلعهدختر نسبت به سطح زمینهای اطراف ۶۰ متر و در برخی از نقاط قلعهاردشیر ۱۲۰ متر ارتفاع دارد. به گفته پژوهشگران، در برخی از قسمتهای قلعهدختر قطر خشتها به ۵۰ سانتیمتر میرسد!
با وجود فرسایش شدید و تخریب بخشهای زیادی از این قلعهها، هنوز از هرکسی سراغ گذشته و تاریخ این شهر را بگیری با انگشتش، شرق شهر و این صخرهها را نشان میدهد که بقا را برگزیدهاند.
تسلیمناپذیری تاریخی
ارگ بم، قلعهدختر و قلعهاردشیر هر یک با زبانی گویا بخشی از تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین را روایت میکنند و در کنار هم نمادهایی جاودان هستند از استقامت و مقاومت در برابر هرچیزی که موجودیت این سرزمین را تهدید میکند.
در شرایطی که امروز، جنگی ناجوانمردانه بر ایران تحمیل شده و بمبهای آمریکا و اسرائیل هستی و هویت ایران را نشانه گرفته است، این دژهای محکم تاریخی حرفهای زیادی برای گفتن دارند.
عجیب اینکه این سه بنا از جنس خشت هستند؛ از همان گِل و آب و خاکی که نرم است و شکننده اما قرنهاست که ایستادهاند. یاد گرفتهاند که باد بیاید و برود، باران ببارد و خشک بشود، سپاه بیاید و برود، سلسلهها بیایند و فرو بریزند اما خودشان بمانند.
این بناها از خشتاند و ماندن را بلدند. حالا تو بگو آدمهایی که از جان و اندیشه ساخته شدهاند و میراثدار تاریخ و فرهنگی هستند که این سه بنا و صدها بنای دیگر در گوشه و کنار سرزمین ایران نشانههایی از آن به حساب میآیند را هیچ طوفان و تهدیدی میتواند تسلیم کند و به زانو در بیاورد؟ تاریخ، پاسخ صریحی برای این پرسش دارد: خیر
بنابراین من ایران را دوست دارم؛ چون تاریخ و فرهنگ و هنر و تمدن دارد، این خاک وسوسه ماندن دارد.



نظرات