یادداشت علی اکبر جوانفکر/ دوقطبی شیطانی
بر اساس منطق حاکم بر این رویکرد، افرادی که در طیف 'خوب ها' قرار گرفته اند، هر کاری و حتی بدترین ظلم ها، تبعیض ها و مفاسد را انجام دهند خوب و پسندیده است و به هر نحوی توجیه می شود و عامل آن مورد تشویق و حمایت قرار می گیرد و احتمالا صلاحیت دریافت پاداش نیز دارد و افرادی که نام آنها درگروه 'بدها' نوشته شده است، هر کاری حتی بهترین کار را انجام دهند و سخن حق و صحیحی را بر زبان آورند یا رفتاری انسانی و شایسته از خود نشان دهند، بد و قبیح است و نباید مورد توجه قرار گیرد و به طور قهری عامل آن باید مورد تمسخر، سرزنش و مواخذه قرار گیرد و یا مجازات شود.
دولت بهار/ علی اکبر جوانفکر: دیر زمانی است که جامعه بشری از جمله ایران تحت تاثیر یک دوقطبی مخرب و خطرناک قرار دارد و عمیقا از آن رنج می برد!
برای تبیین موضوع، لازم است ابتدا به غیرقابل انکار بودن وجود دوقطبی در عالم هستی اذعان کرد و آن را به رسمیت شناخت.
جامعه انساني همواره در مواجهه ای مستمر با دو قطبی علم و جهل، عدالت و ظلم، برابری و تبعیض، فقر و غنا، عزت و ذلت، تواضع و تفاخر و مفاهیم عدیده ای از این دست قرار دارد و تلاش می کند تا راه خود را به سوی سعادت و نیکبختی هموار سازد.
به این ترتیب، انسان پیوسته کوشیده است تا بندهای ظلم، جهل، فقر، تبعیض، ذلت و همه تحریکات و وساوس شیطانی را از دست و پای خویش بگسلد و با اتصال به دریای معرفت و علم و آگاهی، حق طلبی و انصاف و عزت و دیگر ارزشهای الهی و انسانی، خود را به مراتب بالاتری از تعالی و رشد و کمال برساند.
اشکال و انحراف از مسیر سعادت انسان، از تبدیل این تقسیم بندی به یک تقسیم بندی شیطانی بین انسانها توسط قدرتمداران آغاز می شود. آنجا که با محور قرار دادن خود و منافع خود، افراد جامعه را به دو دسته "بدها" و "خوب ها" تقسیم می کنند و یک حکم واحد در باره همه "بدها" و یک حکم واحد برای همه "خوب ها" صادر می نمایند.
معیار و سنجش این تقسیم بندی مبتنی بر همراهی و همداستانی با آنان است. یعنی هر کس که با صاحبان قدرت همصدا باشد، او در زمره خوبان است و هرکس که با آنان همسویی نکند، در گروه بدها قرار می گیرد.
به این ترتیب هر فرد، گروه یا جریانی که خود را برتر از دیگران و برخوردار از حق ویژه و بیشتری نسبت به سایرین تصور کند و به ارکان قدرت دسترسی بیشتری پیدا کرده باشد، خود را معیاری برای خوب و بد دانستن افراد جامعه می داند و مردم را بر این اساس تقسیم بندی می کند.
بر اساس منطق حاکم بر این رویکرد، افرادی که در طیف "خوب ها" قرار گرفته اند، هر کاری و حتی بدترین ظلم ها، تبعیض ها و مفاسد را انجام دهند خوب و پسندیده است و به هر نحوی توجیه می شود و عامل آن مورد تشویق و حمایت قرار می گیرد و احتمالا صلاحیت دریافت پاداش نیز دارد و افرادی که نام آنها درگروه "بدها" نوشته شده است، هر کاری حتی بهترین کار را انجام دهند و سخن حق و صحیحی را بر زبان آورند یا رفتاری انسانی و شایسته از خود نشان دهند، بد و قبیح است و نباید مورد توجه قرار گیرد و به طور قهری عامل آن باید مورد تمسخر، سرزنش و مواخذه قرار گیرد و یا مجازات شود.
این دوقطبی شیطانی كه امروز به طور خواسته یا ناخواسته بر فضای عمومی جامعه حاکم شده است و صد البته نه فقط هیچ نسبتی با آموزه های دینی و اخلاقی و انسانی ندارد بلكه در تعارض آشكار با تعالیم پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام و بویژه امیرالمومنین حضرت علی(ع) است.
این همان فرهنگ تعصب قبیله ای دوران گذشته است که در قالب جدیدی بازتولید شده است.
خداوند متعال در قران کریم، به بندگان خود بشارت داده است که برای رسیدن به سعادت، همه سخنان را بشنوند و بدون توجه به اینکه گوینده آن چه کسی است، بهترین سخن ها را انتخاب کنند.
متاسفانه امروز با افرادی مواجه هستیم که چون اسم آنها در فهرست "بدها" نوشته شده است، از حقوق اولیه و ابتدایی خود نیز محروم هستند. آنها حق اظهار نظر، فکر کردن، دلسوزی، دفاع از کشور و حتی حق دفاع از خود را نیز ندارند و اگر بهترین و ارزنده ترین سخنان را نیز بر زبان آورند، صدایشان شنیده نخواهد شد.
در دیگر سو اگر کسانی با سوء استفاده از مسئولیتی که به امانت به آنها سپرده شده است، مرتکب تخلف یا رفتار غیرانسانی یا ضداخلاقی شوند، به صرف آنکه نام آنها در فهرست "خوب ها" ثبت شده است، مورد تمجید و تکریم قرار می گیرند و از هرگونه تعقیب و مجازاتی نیز مصونيت مي يابند.
این تقسیم بندی زمانی مضحک و در عین حال غم انگیز می شود که فهرست اسامی آدمهای خوب یک جریان سیاسی شبیه فهرست اسامی آدمهای بد جریان سیاسی رقیب است و بالعکس.
کسی که به سبب اقدامات و مواضعی که در دوره مسئولیتش اتخاذ کرده و مرتکب تخلفات عدیده شده است، به جهت قرار گرفتن در لیست افراد "خوب" نه فقط از هرنوع پیگردی مصونیت پيدا مي كند، بلکه مورد تمجید قرار می گیرد و عملکرد او همواره ممدوح تلقی می شود.
در این دوقطبی آشکار و غیرقابل انکار، خوشبخت ها کسانی هستند که با وجود همه خصلت های زشت شان در فهرست "خوب ها" ی گروه قدرتمند و ذی نفوذ قرار دارند و بدبخت ها نیز آنهایی هستند که با وجود برخورداری از ویژگی های یک انسان ممتاز و شایسته، اسم شان در فهرست "بدها"ی همان گروه نوشته شده است.
نظرات