۲۱ سال پیش همین موقع!
جعفر بخشی بی نیاز
بیست و یک سال پیش در سوم تیرماه ۱۳۸۴ زمانی که دریای سیاست ایران در جریان رخدادهای پیچیده آن سال بود، مردی از میان لایههای مردمی و با زبانی بیپرده پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشت.
ورود دکتر محمود احمدی نژاد به این میدان نه یک حرکت از پیش طراحی شده توسط اتاقهای فکر بلکه برخاسته از یک پیوند عمیق میان وعده و ایمان بود.
آنچه در این سال شاهد بودیم تقابل دو جهان متفاوت بود. جهانِ مردم و جهانِ صاحبان قدرت.
در حالی که وی با تکیه بر ایمان راسخ به وعدههای الهی و پشتوانه جمعی از تودههای خسته از ساختارهای صلب گام بر میداشت، بخشی از بدنه قدرت، حضور او را تهدیدی برای نظم مستقر میدیدند.
تاریخ نشان داده کسانی که قدرت را در مالکیت خود میبینند، تاب تحمل حضور فردی که محبوبیت را از میان مردم استخراج میکند، ندارند. از همین رو ترفندها، مانع تراشیها و تلاشهای بیامان برای خنثی کردن این جریان در سطح وسیعی آغاز شد.
اما آنچه در آن سالها و سالهای پس از آن شاهد بودیم پدیدهای فراتر از سیاست بود.
دیدیم که چگونه استقامت توانست بر ترفند و مکر پیروز شود. استقامتی که از سرِ باور به حق بود نه از سرِ جاه طلبی برای نشستن بر کرسی قدرت.
پیام بیست و یکمین سالروز این واقعه کاملا روشن است. قدرت؛ متعلق به سازهها و ساختارهاست اما محبوبیت متعلق به روح ملت است.
کسانی که تنها بر ابزارهای قدرت تکیه میکنند همواره در هراس از برخاستنِ مردی از جنس مردم خواهند بود. چرا که قدرت میتواند با قانون و ترفند مدیریت شود اما محبوبیت پدیدهای ست که از درونِ اراده ملت جوش میگیرد و هیچ سدی نمیتواند در برابر جریان آن بایستد.
در نهایت یادآوری این سالروز یادآوریِ این حقیقت است که در معادلات بزرگ بشری، آنچه بر سرنوشتها اثرگذار است نه میزان تسلط بر ابزارهای حکمرانی بلکه میزان نزدیکی به وجدان و نیازهای تودههای مردم است.
نظرات