متن کامل آخرین سخنرانی دکتر احمدینژاد در سازمان ملل در مهرماه ۱۳۹۱ + فیلم
دکتر محمود احمدی نژاد در مهرماه ۱۳۹۱ در شصت و هفتمین نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل طی سخنانی مهم، به بیان مهمترین مسایل منطقه ای و جهانی پرداخت.
به گزارش دولت بهار، فیلم و متن کامل سخنان دکتر محمود احمدی نژاد بدین شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا ونبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين و علي جميع الانبياء و المرسلين
سپاس مخصوص خداوند است كه پروردگار عالميان است و سلام و صلوات بر پيامبر خاتم و آل پاك و ياران برگزيدهاش و همه انبياءالهي
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
اي خداي بزرگ در ظهور وليت كه همراه با سلامتي و پيروزي باشد تعجيل كن و ما را از بهترين ياران و حاميان او و فداكاران در راهش قرار بده
آقاي رئيس، عاليجنابان، خانمها و آقايان؛
خداي بزرگ را به خاطر حضور مجدد در اين اجلاس سپاسگزارم.
آمدهايم تا با همانديشي، زندگي بهتري براي جامعه بشري و ملتهايمان فراهم نمائيم.
من از سرزمين ايران، سرزمين شكوه و زيبايي، سرزمين علم و فرهنگ، سرزمين حكمت و اخلاق، مهد فلسفه و عرفان و ديار مهر و نور، سرزمين دانشمندان، حكيمان، فيلسوفان، عارفان، اديبان، سرزمين بوعلي سينا، فردوسي، مولوي، حافظ و عطار و خيام و شهريار و به نمايندگي از ملتي بزرگ و سرافراز، از پايهگذاران تمدن بشري و از ميراثداران ارجمند جهاني و به نمايندگي از مردماني آگاه، آزاديخواه، دوستدار صلح، مهربان و صميمي كه طعم تلخ تجاوزها و جنگهاي تحميلي را چشيده و عميقاً قدرشناس ثبات و آرامشند، اكنون در جمع شما خواهران و برادران خود از سراسر جهان حضور يافتهام تا براي بار هشتم در هشت سال مأموريت خدمتگزاري به مردم شايسته كشورم، به جهانيان نشان دهم كه ملت شريف ايران همچون گذشتة تابناكِ تاريخياش، انديشهاي جهاني دارد و از هرگونه تلاش و مجاهدت براي تأمين، توسعه و تحكيم صلح، ثبات و آرامش در جهان كه البته تنها از طريق همفكري و همكاري و مديريت مشترك ميسر است، استقبال كرده و آن را مهم تلقي ميكند.
اينجانب اينجا هستم تا پيام الهي و انساني مردان و زنان فرهيخته كشورم را به شما حضار محترم و به همه مردم جهان ابلاغ كنم. پيامي كه خداي سخن ايران زمين سعدي عليهالرحمه در دو بيت ماندگار تاريخي به همه بشريت چنين هديه كرده است: بني آدم اعضاي يکديگرند / كه در آفرينش ز يك گوهرند / چو عضوي به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
طي هفت سال گذشته از چالشها و راههاي برون رفت و افق آينده جهان سخن گفتم و امروز ميخواهم از منظر ديگري به آن بپردازم.
هزاران سال از پراكنده شدن و زندگي فرزندان حضرت آدم (ع) در بخشهاي مختلف زمين ميگذرد. فرزنداني كه با رنگها و سلايق و زبانها و آداب گوناگون و در آرزوي ساختن جامعهاي متعالي و رسيدن به زندگي زيباتر و استقرار رفاه و صلح و امنيت پايدار تلاش گستردهاي بهعمل آوردند.
اما عليرغم مجاهدت پيگير صالحان و عدالتطلبان و تحمل رنجهاي فراوان توسط تودههاي مردم براي نيل به شادكامي و پيروزي، جز در موارد اندك، تاريخ بشر پر از تلخكامي و شكستهاست.
لطفاً در ذهن خود لحظهاي تصور كنيد:
اگر خودبرتربينيها، بياعتماديها، بداخلاقيها و ديكتاتوريها نبود و هيچكس به حق ديگري دستاندازي نميكرد،
اگر به جاي ميزان برخورداري و مصرف، ارزشهاي انساني معيار شأن اجتماعي بود،
اگر بشر دوره سياه قرون وسطي را تجربه نكرده بود و قدرتمندان مانع از شكوفايي علم و انديشه سازنده نميشدند،
اگر جنگهاي صليبي و دوران بردهداري و استعمار واقع نشده بود و ميراث داران آن دوران سياه، در ادامه راه، انساني عمل ميكردند،
اگر جنگهاي اول و دوم در اروپا و جنگ كره و ويتنام و جنگهاي آفريقا و آمريكاي لاتين و بالكان اتفاق نميافتاد و به جاي اشغال فلسطين و تحميل حكومت جعلي و نسلكشي و آواره كردن ميليونها نفر، حقيقت حوادث جنگ دوم اعلام و به عدالت رفتار ميشد،
اگر تجاوز صدام عليه ايران نبود و زورمداران به جاي حمايت از صدام از حقوق ملت ايران حمايت ميكردند،
اگر حادثه تلخ 11 سپتامبر و لشگركشي به افغانستان و عراق و كشتار و آوارگي ميليونها نفر اتفاق نميافتاد و به جاي كشتن و به دريا انداختن يك متهم بدون محاكمه و اطلاعرساني به مردم آمريكا و جهان يك گروه مستقل حقيقتياب امكان آگاهي عمومي از كيفيت حادثه و مجازات عاملان آن را فراهم ميآورد،
اگر از افراط گرايي و تروريسم براي پيشبرد سياستها استفاده نميشد،
اگر سلاحها به قلم تبديل ميشد و هزينههاي نظامي صرف رفاه و دوستي ملتها ميگرديد،
اگر بر طبل اختلاف قومي، مذهبي و نژادي كوبيده نميشد و از وجود اختلافات و بزرگنمايي آن مقاصد سوء سياسي و اقتصادي دنبال نميشد،
اگر بجاي ژست دروغين آزاديخواهي و دادن فرصت براي توهين به مقدسات بشري و انبياء الهي، كه پاكترين و مهربانترين انسانها و هداياي بزرگ خداي بزرگ به بشريت هستند، حق انتقاد به سياستهاي سلطهجويانه و اقدامات صهيونيسم جهاني به رسميت شناخته ميشد و شبكههاي رسانهاي جهان، مستقل و آزاد، حقايق را منتشر ميكردند،
اگر شوراي امنيت تحت سيطره چند دولت نبود و سازمان ملل ميتوانست عادلانه عمل كند،
اگر نهادهاي اقتصادي بينالمللي تحت فشار نبودند و منصفانه، كارشناسانه و بر اساس عدالت عمل ميكردند،
اگر سرمايهداران جهاني براي منافع خود، اقتصاد ملتها را به ضعف نميكشاندند و براي جبران اشتباهات خود، ملتها را قرباني نميكردند،
اگر صداقت بر روابط بينالملل حاكم بود و همه ملتها و دولتها با حق يكسان و عادلانه ميتوانستند آزادانه در امور جهاني مشاركت و براي سعادت بشري تلاش كنند،
و خلاصه اگر دهها وضعيت نامطلوب ديگر در حيات بشري رخ نميداد و موجود نبود، تصور كنيد در آن صورت زندگي چقدر زيبا و تاريخ چقدر دوست داشتني بود.
بيائيد با هم نگاهي به وضعيت امروز عالم داشته باشيم:
الف) وضع اقتصادي
فقر و فاصله طبقاتي در حال گسترش است.
مجموع بدهي خارجي فقط 18 كشور صنعتي جهان از مرز 60 تريليون دلار گذشته است؛ در حاليكه بازگشت حتي نيمي از اين رقم فقر را از صاحبان منابع و از جهان ريشهكن ميكند.
اقتصاد متكي بر مسابقه مصرفگرايي به بهرهكشي از انسان، به نفع عدهاي معدود انجاميده است.
خلق دارائيهاي كاغذي، با اتكاء به قدرت و تسلط بر مراكز جهاني اقتصاد، بزرگترين سوء استفاده تاريخ است و يكي از عوامل اصلي بحران اقتصادي است.
گزارش شده است كه تنها توسط يك دولت، 32 تريليون دلار دارايي كاغذي خلق شده است.
برنامهريزي توسعه و مبتني بر اقتصاد سرمايهداري، با حركت در دايره بسته، موجب رقابت غيرسازنده و مخرب شده و در عمل شكست خورده است.
ب) وضع فرهنگي
مكارم اخلاقي نظير جوانمردي، پاكي، صداقت، مهرباني و فداكاري از منظر سياستمداران حاكم بر مراكز قدرت جهاني، مفاهيمي ارتجاعي و مانع از پيشرفت اهداف تلقي ميشود. رسماً از عدم اعتقاد به حاكميت اخلاق در مناسبات سياسي و اجتماعي سخن ميگويند.
فرهنگهاي اصيل و بومي كه حاصل قرنها تلاش و فصل مشترك زيبايي دوستي انسانها و ملتها و موجب تنوع و نشاط فرهنگي و تحرك اجتماعي جامعه جهاني است در معرض هجوم و انقراض است.
با تخريب و تحقير سازمان يافته هويتها، شيوه خاصي از زندگي بيهويت فردي و اجتماعي به ملتها تحميل ميشود.
خانواده كه اصيلترين كانون انسانساز اجتماعي و مركز خلق و پراكنش عشق و انسانيت است بسيار تضعيف شده و نقش سازنده آن رو به نابودي است.
شخصيت و نقش محوري زن كه موجودي آسماني و مظهر جمال و مهرباني خداوند و ستون پايداري جامعه است با سوء استفاده برخي از صاحبان قدرت و ثروت دچار آسيب فراوان شده است.
روح آدميان مكدر و حقيقت انسانها تحقير و منكوب گرديده است.
ج) وضع سياست و امنيت
يك جانبهگرايي و استاندارد چندگانه و تحميل جنگ و ناامني و اشغال براي منافع اقتصادي و يا بسط سلطه بر مراكز حساس جهان، عادي شده است.
مسابقه تسليحاتي و تهديد با سلاح اتمي و كشتار جمعي توسط قدرتهاي مسلط امري رايج است. آزمايش تسليحاتِ به مراتب مخربتر و فوق مدرن و تهديد علني به داشتن آن و دادن وعده آشكار كردن آن در وقت مقتضي، به ادبيات تازه-اي براي خالي كردن دل ملتها براي پذيرش دوره جديدي از سلطه بدل شده است. تهديد ملت بزرگ ايران به حملةنظامي از سوي صهيونيستهاي بيفرهنگ از نمونههاي بارز اين واقعيت تلخ است.
بياعتمادي بر روابط بينالمللي حاكم است و مرجع مورد اعتماد و عادلي براي رفع مناقشات وجود ندارد.
حتي كساني كه هزاران بمب اتم و انواع سلاح انبار كردهاند احساس امنيت نميكنند.
د) وضع محيط زيست
محيط زيست كه ثروت مشترك و متعلق به همه بشر و بستر تداوم حيات انسان است، به واسطه زياده خواهي و تاخت و تاز عدهاي بيمبالات و بيمسئوليت و عمدتاً از سرمايهداران جهاني، متحمل گستردهترين تخريبها است و در نتيجه، خشكسالي و سيل و زلزله و انواع آلودگي حيات انساني را به مخاطره انداخته است.
دوستان عزيز ، ملاحظه ميفرمائيد كه عليرغم برخي پيشرفتها هنوز آرزوهاي فرزندان حضرت آدم(ع) محقق نگرديده است.
آيا كسي تصور ميكند كه ادامه نظم موجود بتواند سعادت را به جامعه بشري هديه نمايد؟
همه از وضع موجود و نظام حاكم بينالمللي ناراضي و از آينده آن مأيوسند.
همكاران عزيز؛
آدميان شايسته چنين وضعي نيستند و خداوند حكيم و مهربان كه همه انسانها را دوست دارد چنين وضعي را نپسنديده است. او از انسان كه بالاترين مخلوق اوست خواسته است كه بهترين و زيباترين زندگي همراه با عدالت و عشق و كرامت را در زمين بر پا كند؛ پس بايد چارهاي انديشيد.
به راستي مسئول حوادث چه كسي و علت آن كدام است؟
عدهاي تلاش ميكنند كه وضع را طبيعي و خواست خدا، و ملتها را مسئول اصلي زشتيها و ناكاميها معرفي نمايند.
ميگويند اين ملتها هستند كه تبعيض و ظلم را ميپذيرند.
اين ملتها هستند كه تن به ديكتاتوري و تحميل و زيادهخواهي ميدهند.
اين ملتها هستند كه تسليم ارادههاي استكباري و توسعه طلبيها ميشوند.
اين ملتها هستند كه تحت تاثير ترفندهاي تبليغاتي گروههاي قدرت قرار ميگيرند و بالاخره اينكه آنچه بر سر جامعه جهاني ميآيد، نتيجه مواضع منفعلانه و سلطه پذيرانه ملتهاست.
اينها استدلال كساني است كه با مقصر جلوه دادن ملتها، اعمال مخرب و زشت اقليت حاكم بر جهان را توجيه مينمايند.
اين ادعاها حتي اگر درست هم ميبودند، قطعاً و حتماً نميتوانستند توجيه كننده استمرار نظام ظالمانه بينالملل باشند. بلكه فقر و ضعف بر ملتها تحميل و زيادهخواهيها گاه با فريبكاري و گاه با زور و سلاح اعمال شده و ميشود.
آنان براي توجيه اقدامات ضد بشري خود نظريه تنازع براي بقاي نوع و نژاد برتر را ترويج ميكنند، در حالي كه اصولاً و به طور معمول اكثريت دولتها و تودههاي مردم عدالتخواه، در برابر حق خاضع و به دنبال كرامت و رفاه و تعامل سازنده هستند.
تودههاي مردم به دنبال جهانگشايي و ثروت افسانهاي نبودهاند. آنها با هم اختلاف اصولي ندارند و در حوادث تلخ تاريخ نقش تعيين كننده نداشته اند بلكه خود قرباني حوادث بودهاند.
باور ندارم كه تودههاي مسلمان و مسيحي و يهودي و هندو و بودايي و غيره با يكديگر مشكلي داشته باشند؛ آنان به راحتي با هم انس ميگيرند و در فضاي دوستي زندگي ميكنند و همگي خواهان پاكي، عدالت و محبت هستند.
برآيند مطالبات و گرايشات عمومي ملتها هميشه مثبت و فصل مشترك آنها، تمايلات فطري و گرايشهاي زيبا و متعالي الهي و انساني بوده است.
حق اين است كه عامل اصلي و مسئول حوادث تلخ تاريخ و وضع ناگوار امروز، مديريت حاكم بر جهان و مدعيان و قدرتمندان بينالمللي دل سپرده به شيطان هستند.
نظمي كه ريشه در انديشه ضد انساني بردهداري و استعمار قديم و جديد دارد مسئول فقر و فساد و جهل و تباهي و ستم و تبعيض در جاي جاي جهان است.
مديريت و نظم امروز حاكم بر جهان ويژگيهايي دارد كه بايد آنها را مورد توجه قرار داد و برخي از آنها به اين قرار است:
اول: مبتني بر تفكر مادي و از اين رو غير متعهد به ارزشهاي اخلاقي است.
دوم: بر اساس خودخواهي، فريب و كينهتوزي و نفرت شكل گرفته است.
سوم: بر اساس درجهبندي انسانها، تحقير برخي ملتها، تضييع حقوق ديگران و سلطهطلبي پايهگذاري شده است.
چهارم: به دنبال بسط سلطهگري از راه تشديد تفرقه و درگيري بين اقوام و ملل است.
پنجم: به دنبال ايجاد انحصار در قدرت و ثروت و علم و فناوري براي گروهي معدود است.
ششم: سازماندهي سياسي در مراكز اصلي قدرت جهان، بر پاية ادبيات سلطه و غلبه بر ديگران استوار است. اين مراكز همه براي كسب قدرتند و نه براي ايجاد صلح و خدمت به مردم.
آيا ميشود باور كرد كه عدهاي براي خدمت به انسانها، صدها ميليون دلار در تبليغات انتخاباتي هزينه نمايند.
به زعم احزاب بزرگ در كشورهاي سرمايهداري جهاني، هزينههاي انتخاباتي در واقع يك نوع سرمايهگذاري محسوب ميشود.
مردم در اين كشورها مجبور به انتخاب احزاب هستند، در حاليكه احزاب درصد كمي از مردم را در عضويت خود دارند.
اراده و نظر تودههاي مردم، از جمله در ايلات متحده آمريكا و اروپا، در عرصههاي مهم و مستمر تصميم¬گيري به خصوص در سياستهاي اصلي داخلي و خارجي كمترين تأثير را دارد و فرياد آنان به جايي نمي¬رسد. حتي اگر 99 درصد جامعه خود را تشكيل دهند.
ارزشهاي اخلاقي و انساني قرباني كسب رأي شده و توجه به مطالبات مردم فقط به يك ابزار تبليغاتي در زمان انتخابات مبدل شده است.
هفتم: نظم حاكم بر جهان تبعيض آلود و بر اساس بيعدالتي است.
دوستان و همكاران گرامي؛
سوال اينست که چه بايد كرد و راه برون رفت كدام است؟
شكي نيست كه جهان نيازمند انديشه و نظم جديدي است. نظمي كه:
1- انسان در آن به عنوان برترين مخلوق خداوند برخوردار از ابعاد مادي و معنوي و داراي فطرت پاك الهي كه حقطلبي و عدالتخواهي از خصائص اصلي آن است شناخته شود.
2- به جاي تحقير و درجهبندي انسانها و ملتها به دنبال احياي كرامت و پذيرش حرمت آدميان و كمال و سعادت همگاني باشد.
3- با نگاه جهاني به دنبال صلح، امنيت پايدار و رفاه براي كل جامعه بشري باشد.
4- بر مبناي اعتماد و محبت به نوع انسان و براي نزديك كردن انديشهها، قلبها و دستها و رفع فاصلهها پايهگذاري شود. حاكمان بايد عاشق مردم باشند.
5- بر اساس عدالت و يكساني همگان در برابر قانون و بر پايه استانداردي يگانه باشد.
6- مديران حاكم بر جهان خود را خادم مردم و متعهد به آنان بدانند؛ نه برتر از مردم.
7- مديريت امانتي مقدس از سوي مردم در دست مديران جهاني و نه فرصتي براي كسب ثروت و قدرت بيشتر به شمار آيد.
جناب رئيس، خانمها و آقايان؛
چنين نظمي آيا جز با مشاركت همگاني در مديريت جهاني محقق ميگردد؟
بديهي است روزي كه آحاد مردم و دولتها جهاني بينديشند و با التزام به مباني فوق نسبت به مسائل مهم بينالمللي احساس مسئوليت کرده و به مشاركت فعال در تصميمگيريها مبادرت ورزند، آرزوها فرصت تحقق پيدا خواهند كرد.
با ارتقاي سطح آگاهيها، مطالبه مديريت مشترك جهاني و معالاً فرصتهاي استقرار آن روز به روز بيشتر خواهد شد.
امروز روز ملتهاست و خواست و اراده آنان تعيين كننده جهان فردا است.
بنابراين شايسته است همه با هم:
1- به خداوند توكل نمائيم و با تمام توان در برابر اقليت زيادهخواه بايستيم تا منزوي شوند و دست آنان از مراكز قدرت تصميمساز در تعيين سرنوشت ملتها كوتاه گردد.
2- بارش لطف و رحمت خداوند را باور و آن را در انسجام و وحدت جوامع بشري جستجو كنيم. ملتها و دولتهاي برآمده از ارادة آزاد آنان بايد به تواناييهاي بيپايان خود مومن باشند و بدانند كه با اعتماد به نفس در مبارزه با نظام ناعادلانه و دفاع از حقوق انساني پيروزند.
3- با پافشاري بر اجراي عدالت در همه مناسبات و تقويت وحدت، دوستي و گسترش تعاملات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در قالب نهادهاي مستقل و تخصصي، زمينه تحقق مديريت مشترك جهاني را فراهم سازيم.
4- براي اصلاح ساختار سازمان ملل، بر محور منافع همگان و مصلحت جهان، تلاش مشترك و هماهنگي را سازماندهي نمائيم. توجه به اين نكته بسيار ضروري است كه سازمان ملل متعلق به ملتهاست و از اين رو وجود تبعيض بين اعضاء اهانت بزرگي به ملتهاست. وجود تبعيض و انحصار در سازمان به هيچ صورت و در هيچ اندازهاي پذيرفتني نخواهد بود.
5- و سرانجام آنكه در توليد و ترويج ادبيات و طراحي ساختارهاي لازم براي مديريت مشترك جهاني مبتني بر عدالت و عشق و آزادي و ضرورت استقرار آن تلاش هماهنگ و گستردهتري داشته باشيم. مشاركت در مديريت جهاني اساس صلح پايدار است.
جنبش عدم تعهد به عنوان بزرگترين نهاد بينالمللي بعد از مجمع عمومي سازمان ملل متحد با درك اهميت پرداختن به موضوعيت مديريت جهاني و با فهم عميق نسبت به نقش مديريت ناصحيح در بروز بحرانها و مشكلات موجود گسترده در جهان، شانزدهمين اجلاس خود در تهران را با شعار «مديريت مشترك جهاني» برگزار كرد.
در اين نشست كه با حضور بسيار فعال و پرنشاط رؤسا و نمايندگان محترم بيش از 120 كشور جهان برگزار شد بر ضرورت مشاركت جدي و مؤثر همه ملتها در مديريت مسائل جهاني تأكيد گرديد.
خوشبختانه اكنون در نقطه عطف تاريخي قرار داريم. از يك سو نظام ماركسيستي ديگر از جايگاهي در دنيا برخوردار نيست و عملاً از صحنه تدبير مديريتي حذف گشته است و از سوي ديگر نظام سرمايهداري نيز در باتلاقي كه به دست خود پديد آورده، گرفتار آمده و ابتكار قابل ملاحظهاي براي حل مسائل مختلف اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي جهان ندارد و عملاً در موضع تدبير مديريتي به بنبست رسيده است.
جنبش عدم تعهد مفتخر است كه يكبار ديگر بر درستي تصميم تاريخياش در نفي قطبهاي قدرت و طرد نظامهاي لجام گسيخته مذكور تأكيد نمايد.
اكنون اينجانب به نمايندگي از اعضاي جنبش عدم تعهد از همة كشورهاي جهان دعوت مينمايم كه در مسير فراهم آوردن زمينههاي مشاركت مؤثر و دخالت جدي در تصميمسازيهاي جهاني، نقش فعالتري را بر عهده گيرند. ضرورت بر داشتن موانع ساختاري و تسهيل در فرآيند مشاركت همگاني بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود.
سازمان ملل از كارآيي لازم برخوردار نيست و ادامة اين روند، يعني كاهش اميد به ساختار جهاني براي دفاع از حقوق ملتها، ميتواند تعامل بينالمللي و روحيه همكاري جمعي جهاني را به موازات نزول جايگاه سازمان ملل با خدشه اساسي مواجه سازد.
سازمان ملل كه با هدف توسعه عدالت و احقاق حقوق همگاني تأسيس شده است، در عمل، خود گرفتار تبعيض شده و راه اعمال ظلم معدودي از كشورها را بر قاطبة جهاني گشوده و عملاً به ناكارآمدي خود دامن زده است. وجود امتياز وتو و انحصار قدرت در شوراي امنيت به تضييق در امكان اعمال حق و دفاع از حقوق ملتها انجاميده است.
موضوع اصلاح ساختار چنانكه ذكر آن رفت، نياز مهمي است كه بارها از سوي نمايندگان ملتها بر آن تأكيد شده، اما به اجرا گذاشته نشده است.
اينجانب از اعضاي محترم مجمع عمومي و از جناب آقاي دبير كل و همكارانشان مصرانه ميخواهم تا موضوع اصلاحات را به شكل جدي در دستور قرار دهند و سازوكار مناسبي را براي عملياتي كردن آن تعيين نمايند.
جنبش عدم تعهد آمادگي دارد تا سازمان ملل را در اين امر خطير ياري رساند.
آقاي رئيس، دوستان و همكاران عزيز؛
استقرار صلح و امنيت پايدار و زندگي سعادتمند براي همه بشريت، گرچه يك ماموريت بزرگ و تاريخي، اما شدني است. خداوند مهربان ما را در انجام آن تنها نگذاشته و آن را حتميالوقوع داشته است چرا كه خلاف آن نقض حكمت است.
او وعده داده است كه مردي از جنس مهرباني، عاشق مردم و عدالت گستر مطلق و انسان كامل، حضرت مهدي(عليه السلام) به همراه حضرت مسيح (عليهالسلام) و صالحان ميآيد و با بهرهگيري از ظرفيتهاي وجودي مردان و زنانِ شايسته همه ملتها، تأكيد ميكنم با بهرهگيري از ظرفيتهاي وجودي مردان و زنانِ شايستة همه ملتها جامعه بشري را در رسيدن به آرمانهاي با شكوه و جاودانهاش راهبري خواهد كرد.
ظهور منجي آغازي ديگر، تولدي دوباره و زنده شدن مجدد است. آغاز استقرار صلح و امنيت پايدار و زندگي واقعي است.
آمدن او پايان ظلم، بداخلاقي، فقر و تبعيض و آغاز عدالت و عشق و همدلي است.
او ميآيد تا دوران شكوفايي حقيقي انسان و نشاط و شادماني واقعي و پايدار آغاز شود.
او ميآيد تا بازدودن پردههاي جهل، خرافه و تعصب و گشودن دروازههاي علم و آگاهي، دنيايي سرشار از دانايي بر پا كند و زمينه مشاركت فعال و سازنده همگاني را در مديريت جهاني فراهم سازد.
او ميآيد تا مهرباني، اميد، آزادي و كرامت را به همه انسانها هديه كند.
او ميآيد تا آدميان طعم دلپذير انسان بودن و شهد شيرين با انسان زيستن را تجربه كنند.
او ميآيد تا "دستها به گرمي در هم" و "قلب ها سرشار از عشق با هم" و "انديشهها پاك و هماهنگ بر هم" ، در خدمت امنيت، رفاه و سعادت جامعه بشري درآيد.
او ميآيد تا همه فرزندان سياه، سفيد، سرخ و زرد حضرت آدم (عليهالسلام) را از پس يك تاريخ جدايي و فراق به خانه برگرداند و كامشان را به وصال جاودانه، شيرين سازد.
ظهور منجي و مسيح و ياران صالح جهاني آنان نه از طريق جنگ و زور بلكه از مسير بيداري انديشه و توسعه مهر در همگان، آينده هميشه روشن بشر را با طلوع خورشيد پرفروغ و
بيغروب آگاهي و آزادي رقم خواهد زد و در تن سرد و يخ زده جهان شور خواهد ريخت. او بهار را به جان آدميت و جهان بشريت هديه خواهد كرد. او خود بهار است و با آمدنش به زمستانِ وجودِ بشرِ در " زنجير جهل، فقر و جنگ" پايان ميبخشد و فصل شكفتن و شكوه انسان را فرياد مي زند.
اكنون ميتوان رايحه خوش و نسيم روح انگيز بهار انسانها را حس كرد. بهاري كه در آغاز آن هستيم اختصاص به نژاد، قوم، ملت و منطقه خاصي ندارد و به زودي همه سرزمينها را در آسيا، اروپا، افريقا و امريكا فرا خواهد گرفت.
او بهار همه عدالتطلبان، آزاديخواهان و پيروان انبياء الهي است. او بهار انسان است و خرمي دوران.
بيائيم همه با هم در مسير آمدنش با همدلي و همكاري و ايجاد سازوكارهاي وحدت آفرين و آرامشبخش راه بگشائيم و از فيض وجودش جانهايِ تشنه بشريت را سيراب كنيم.
زنده باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار.»
نظرات