دکتر احمدی نژاد: برجام را با لطايف الحيل و فريبكاري تبديل به دعواي دو جناح كردند و پدر ملت را درآورد!
دکتر احمدی نژاد: اولين باري كه آمريكايي ها پيشنهاد مذاكره را دادند، من استقبال كردم. در سال ۹۰ از طريق پادشاه عمان يك پيشنهاد براي تفاهم هسته اي دادند كه دو اشكال در آن بود. من گفتم اگر اين دو مورد را برداريم، بقيه اش چيزهاي خوبي است، همكاري است.
تقاطع: آن دو مورد چه چيزهايي بودند؟
دكتر احمدي نژاد: يكي اينكه شما پروتكل را بلافاصله بپذيريد و دوم اينكه ۳.۱ را بپذيريد.
تقاطع: ۳.۱ همان سقف غني سازي بود؟
دكتر احمدي نژاد: نخير! ۳.۱ آئين نامه اي است در آژانس. آنهايي كه امضاء مي كنند، متعهد مي شوند که هر ايده اي به ذهن دانشمندان شان مي رسد، قبل از اينكه اقدامي روي زمين انجام بدهند، بايد به اطلاع آژانس برسانند. من معتقد بودم اين استعماري و بستن در انديشه است، تفتيش عقايد است، راه رشد ملت ها را مي بندد كه اگر يادتان باشد ما آن را لغو كرديم. دولت قبل از ما آن را پذيرفته بود، من آن را لغو كردم. گفتم اين استعماري است، يعني چه؟ دانشمندان ما بايد كار و فعاليت كنند. مقررات آژانس مي گويد شش ماه قبل از غني سازي ما بايد اطلاع بدهيم والّا آنها مي آيند تمام رشد دانش و تكنولوژي ما را محدود مي كنند، كمااينكه كرده اند!
اولين باري كه اين پيشنهاد را دادند، من گفتم اين را كلا كنار مي گذاريم ولي درباره پروتكل، تنها قولي كه مي دهيم اين است كه آن را بررسي و مطالعه مي كنيم. آنها گفتند قبول است منتهي اين رفت و برگشت ها چند ماه طول كشيد و شرايط عوض شد، آنها هم تحريم هاي بانك مركزي و نفت را گذاشتند، دوستان هم در داخل ماشاالله صد در صد آن را اجرا كردند يعني آنقدر قوه قضائيه و مجلس به دولت فشار آوردند، هر روز مقامات بانك مركزي را دستگير يا احضار مي كردند، مسئولان دولت را دستگير مي كردند، مي بردند و مي آوردند. اگر يادتان باشد نيمه دوم سال ۹۰ و ۹۱ دو قوه با همه وجود عليه دولت بودند و صدا و سيماي خودمان از صبح تا شب مارش مي زد كه آقا سكه هزار تومان بالا رفت، ارز ۱۰ تومان بالا رفت. فضاي داخل اقتصاد را بهم ريختند، جوري شد كانه تحريم اثر داشته است. البته شوك هاي ارزي، قيمت ارز را مقداري بالا برد. يعني ارزي كه ۱۰۰۰ يا ۱۱۰۰ تومان عرضه مي شد، يكدفعه ۳۰۰۰-۲۵۰۰ تومان شد.
من گفتم در اين شرايط براي مذاكره برويد، آنها دست بالا مي آيند با شما مذاكره مي كنند و شما دست پايين بايد به مذاكره برويد، مجبوريد امتياز بدهيد. حتي در يك جلسه اي كه همه مقامات ارشد كشور بودند، من گفتم اجازه بدهيد، تنها شش ماه وقت بدهيد من چهار برنامه اقتصادي را اجرا مي كنم و بعد تضمين مي كنم تحريم را به حداقل ممكن برسانم و وضع زندگي مردم را بالا مي آورم بگونه اي كه تحريم بي اثر باشد. همين آقاي لاريجاني به من گفت چه تضميني مي دهي؟ گفتم من خودم تضمين مي كنم. گفت تو به چه درد مي خوري! تضمينت ارزشي ندارد. گفتم من چيزي ندارم، ثروتي هم ندارم ولي يك خانواده دارم. خانواده مرا ببريد يك جايي نگهداري كنيد. اگر كارهاي من اثر نكرد، خانواده و خود مرا اعدام كنيد. ديگر تضميني بالاتر از اين می خواهید؟ منتهي ديگر حرف در حرف آوردند و آنقدر سر و صدا كردند و نگذاشتند اين تصميم گرفته شود و در نهايت گفتند بايد برويم و مذاكره كنيم.
رفتند و در آن شرايط مذاكره كردند كه ادامه اش به دولت فعلي افتاد و نتيجه اش برجام شد. چه زماني گفتم من بايد مذاكره كنم؟ متاسفانه اين جناح هاي قدرت، تمام مسائل ملي را به دعواهاي جناحي و دعواهاي بر سر قدرت تبديل مي كنند. مانند همین موضوع برجام. برجام را با لطايف الحيل و فريبكاري تبديل به دعواي دو جناح كردند. ما هر چه فرياد زديم كه منافع ملي است، دعواي دو جناح چيست؟ ما بايد آن را جلويمان بگذاريم و بند بند آن را همه بخوانيم، فارغ از اينكه هر كسي در چه جناحي هست. هر بندي كه به نفع كشور بود بپذيريم و اگر به ضرر كشور بود، همه با هم نپذيريم. آن را در دعواهاي سياسي انداختند و برخلاف قانون اساسي آن را ۲۰ دقيقه اي تصويب كردند و ملت ندانست و هنوز هم نمي دانيم واقعا متن برجام چيست! آقاي ظريف مي آمد و مي گفت آنها جناح فلان هستند و آنها هم مي گفتند آقاي ظريف فلان است. يعني يك موضوعي كه منافع ملي، سرنوشت كشور و بالاخره يك سند است، ولي داخل سند هيچ موقع بحث نمي شد. اين طرف مي گفت همه چيز در آن هست و به نفع كشور است، آن طرف مي گفت تو خائني! اصلا معلوم نشد چه بود، فقط در انتها يك چيزي درآمد كه پدر ملت را درآورد!
➖ مصاحبه دکتر احمدینژاد با ویژه برنامه تقاطع _ ۸ خرداد ۱۴۰۰
نظرات