1399/05/06-18:37

یادداشت جوانفکر درباره مکاتبات دکتر احمدی‌نژاد برای پایان دادن به جنگ یمن/ نامه‌های نجات‌بخش

یادداشت جوانفکر درباره مکاتبات دکتر احمدی‌نژاد برای پایان دادن به جنگ یمن/ نامه‌های نجات‌بخش

وقتی کسی برای برقراری صلح و آرامش و وساطت و میانجی گری در یک منازعه مرگبار، به طرفین دعوا نامه می نویسد، بر اساس قاعده انسانی، عقلانی و اخلاقی موظف است با استفاده از ادبیات صحیح و اثر گذار و از موضع خیرخواهی و دوستی و حسن ظن با طرفین درگیر وارد گفت و گو شود و ایده و ابتکار خود را با آنها در میان بگذارد و فضای اعتماد و اطمینان برپایه اخلاق و انصاف و عدالت را پی ریزی نماید، چه در غیر این صورت مرتکب یک اقدام عبث شده است. اکنون که شخصیت ذیصلاحی در قامت دکتر احمدی نژاد در جهت خاتمه دادن به این درگیری اهتمام خود را به کار بسته است، چرا عده ای کوته نظر و زیاده خواه، جرات یافته اند او را آماج هجمه های همه جانبه خود قرار دهند. باید به آنها گفت: فاین تذهبون!

دولت بهار/ علی اکبرجوانفکر: دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق با ارسال سه نامه جداگانه به دبیرکل سازمان ملل، ولیعهد سعودی و رهبر جنبش انصار الله یمن اعلام کرد که آماده است تا در جهت خاتمه بخشیدن به تخاصمات و درگیری های نظامی در منطقه و از جمله در یمن دست به یک تلاش انسان دوستانه بزند.

این نامه ها بازتاب قابل توجهی در منطقه و جهان داشته است و بسیاری از تحلیلگران و رسانه ها به این نامه ها به دیده اهمیت نگریسته و آن را یک تلاش مهم در جهت خاتمه بخشیدن به جنگ در یمن توصیف کرده اند.

در این ارتباط بیان چند نکته را ضروری می دانم:

1- دکتر احمدی نژاد نه از جایگاه یک مقام مسئول بلکه به عنوان یک شهروند دلسوز که تحولات و رویدادهای دردناک منطقه را با نگرانی بسیار دنبال می کند و از کشته شدن انسانهای بیگناه و بویژه زنان و کودکان در یمن عمیقا متاثر و متاسف است، دست به این ابتکار زده است. بنابراین او ملزم به رعایت پروتکل های رسمی و اداری در نامه نگاری های خود نیست.

2- دکتر احمدی نژاد یک شخصیت مصلح و ذی نفوذ جهانی است و در مواجهه با شرایط دردناکی که امروز بر مردم یمن می گذرد، او موظف است اهتمام خویش را برای فروکش کردن آتش برافروخته شده میان برخی کشورها بویژه در جنگ میان عربستان با یمن به کار بندد. این وظیفه یک عهد شخصی نیست بلکه مردم ایران و وجدان جامعه بشری از ایشان انتظار دارد تا از نفوذ معنوی خود در میان ملت ها به عنوان فرصتی که خداوند متعال برای او فراهم آورده است، در جهت نجات جان انسانهای بیگناه استفاده کند. آنچه اهمیت دارد حفظ جان انسانهاست، حتی یک نفر!   

3- زبان قدرت در دنیای امروز از لوله های تفنگ و اسلحه خارج نمی شود، بلکه امروز بیش از همیشه، میزان اثرگذاری منطق انسانی یک کشور است که قدرت آن را نمایان می سازد. یک ملت زمانی قدرتمند محسوب می شود که بتواند به نحوی تعیین کننده و اثرگذار، نقش خود را در فضای افکار عمومی و مناسبات منطقه ای و جهانی به درستی ایفا کند.

4- ایران و عربستان دو کشور بزرگ و مهم در منطقه به شمار می روند. نظام سلطه برای تحقق منافع نامشروع خود همواره کوشیده است تا میان این دو، به جای دوستی و همکاری و رفاقت، فضای تخاصم، سوء ظن و بی اعتمادی وجود داشته باشد. متاسفانه، دو کشور تا کنون بیشترین آسیب را از این سیاست شیطانی قدرتهای جهانی متحمل شده اند.

5- از یاد نبریم که جنگ تحمیلی صدام علیه ایران هشت سال به درازا کشید و دو ملت مسلمان از طولانی شدن آن خسارات سنگینی را متحمل شدند. آیا طی سالیان اخیر بارها خود را بابت طولانی شدن آن و بی توجهی به عدم توقف جنگ، پس از آزادی خرمشهر ملامت نکرده ایم؟ آیا باید با همان منطق، فقط شاهد طولانی شدن یک جنگ ویرانگر دیگر در منطقه خودمان میان دو کشور مسلمان باشیم و هیچ اقدام موثری برای خاتمه دادن به آن به عمل نیاوریم؟!

6- این تفکر، کاملا فرسوده و منسوخ است که برای اثبات انقلابی بودن خود، پیوسته باید نسبت به دیگرانی که ممکن است دارای ملاحظاتی نسبت به ما باشند و از جمله در برابر دشمنانمان، با تندی و عتاب و پرخاشگری سخن بگوییم. این رویکرد قابل دفاع نیست و تا کنون آسیب های جدی و فراوانی را به ملت ایران وارد کرده است. باید بپذیریم که انقلابی بودن در گروی دامن زدن به دشمنی ها نیست بلکه منوط به در پیش گرفتن سیاست عزتمندانه ای است که بتواند وفاق و برادری و ارزشهای انسانی را در مناسبات بین المللی ایران افزون سازد و همکاری با سایر کشورها را گسترش دهد. از بین بردن کدورت ها و کینه های انباشته شده در طول زمان، مستلزم تکیه بر اصول انسانی و اخلاقی و پرهیز از تندزبانی است.

7- وقتی کسی برای برقراری صلح و آرامش و وساطت و میانجی گری در یک منازعه مرگبار، به طرفین دعوا نامه می نویسد، بر اساس قاعده انسانی، عقلانی و اخلاقی موظف است با استفاده از ادبیات صحیح و اثر گذار و از موضع خیرخواهی و دوستی و حسن ظن با طرفین درگیر وارد گفت و گو شود و ایده و ابتکار خود را با آنها در میان بگذارد و فضای اعتماد و اطمینان برپایه اخلاق و انصاف و عدالت را پی ریزی نماید، چه در غیر این صورت مرتکب یک اقدام عبث شده است. اکنون که شخصیت ذیصلاحی در قامت دکتر احمدی نژاد در جهت خاتمه دادن به این درگیری اهتمام خود را به کار بسته است، چرا عده ای کوته نظر و زیاده خواه، جرات یافته اند او را آماج هجمه های همه جانبه خود قرار دهند. باید به آنها گفت: فاین تذهبون!

نظرات

  • امیر مسعود 6 مرداد

    با سلام آقای جوانفکر! با ادبیات خوب صحبت کردن لازمه اش این نیست که یک جنایتکار خونخوار!!!! رو برادر خطاب کنیم!!!

  • ناشناس 7 مرداد

    هرچند دكتر احمدي رو خيلي دوست دارم اما بعضي وقتها با حرفهاوبعضي كارهاشون بجاي اينكه تكيه گاه واميد مردم در اين دوران سخت باقي بمانند بيشتر باعث نااميد

  • ناشناس 7 مرداد

    ما همون دكتر انقلابي ويار رهبري رو ميخواهيم اگه امام رو قبول داريم امام حتي براي يك ثانيه هم از جنگ پشيمان نبودند دكتر ما اميد مون شمايي نااميدمون نكن

  • ناشناس 7 مرداد

    لطفا ساکت شوید و ماله کشی نکنید مردم کور و کر نیستند

  • ه 7 مرداد

    سلام ممنون از روشنگری ابعاد نامه دکتر ولی شنیده شده مجاهدان یمنی نامه نوشتند و از اینکه ایشان بین ظالم و مظلوم طرف یمنی ها را نگرفتند ناراحتند

  • ناشناس 7 مرداد

    خود را با این حرفها گول می زنید. ابوموسی اشعری هم خواستار صلح بین علی علیه السلام و معاویه بود. نبرد یمن جنگ حق و باطل است. احمدی نژاد کدام طرف است؟

  • امیریوسفی دانشجوی دکتری 10 مرداد

    من حاضرم برای دکتر احمدی نژاد جونم را بدهم خیلی دوستش دارم.اماده میشیم برای1400

اخبار مرتبط